Friday, July 11, 2008

شاهنامه

و ما بعد از این همه مدت حالا از خط پست مدرن و مدرن و دیگر نوشته های شاخ و شاکی زده ایم بیرون. هوس کرده ایم شاهنامه بخوانیم. متاسفانه یک شاهنامه آنلاین درست در دسترس نیست که هم شعر داشته باشد و هم معنی کلمات خفن و هم اندکی توضیح که رستم وقتی سگک کمربند اسفندیار را گرفت چنان که اسب تا زانو در خاک فرو رفت احیانا برای فضای داستان چه لزومی داشت که اسب تا زانو در خاک فرو برود! خلاصه کلام. ما داریم دنبال یک شاهنامه آنلاین درست و درمان میگردیم. هنوز توفیقی نیافته ایم. گفته ایم خواهرمان برود شهر کتاب اگر لوح فشرده ای چیزی دارند بگیرد برایمان. تا آن وقت اگر کسی یک شاهنامه آنلاین باحال با مشخصاتی نزدیک به آنچه گفتم سراغ داشت خبر بدهد دعایش میکنیم.
خیلی جالبه! هر وقت خوندن کتابی رو بی دلیل شروع کردم و فقط به این هدف که یه کتاب میخواستم بخونم و دیگران توصیه کرده بودند خیلی از خوندنش راضی نبودم. اما هروقت خوندن کتابی رو با انگیزه شخصی و بعد از اینکه حس کردم اون کتاب واقعا خوندنش برای من ضروریه شروع کردم از خوندنش شدید راضی بودم. من دیگه با این چنین گفت زرتشت گندشو در آوردم ولی اولین باری که کتاب رو خریدم اصلا هیچی ازش نفهمیدم و حدود یک سال توی کتابخونه خاک میخورد تا اینکه حامد اومد و یه بخشی از کتاب رو بعد یکسال برام خوند. به قدری برام جذاب بود که حس کردم حتما باید این کتاب رو بخونم. حالا اصولا در مورد شاهنامه یه همچین حسی دارم. خوندنشو از ابتدا دست و پا شکسته شروع کرده ام و بدی قضیه اینه که بعضی بیت ها در وبسایت ها ظاهرا اشتباه آمده و کلی انرژی صرف میشه تا آدم اینو بفهمه. مثلا در سایت شاهنامه این بیت آمده بود:
چو دیدار یابی به شاخ سخن
بدانی که دانش نیابد به من
هرچی فکر کردم اصولا نفهمیدم یعنی چی. بعدش یه جستجو که کردم دیدم بیت به صورتی دیگه جای دیگه نوشته شده:
چو دیدار یابی به شاخ سخن
بدانی که دانش نیاید به بن
و اصولا دومی به نظر من درست میاد نه اولی.


زیرنویس1: اصولا الان داشتم دقت میکردم دیدم که اصولا چقدر از کلمه اصولا در این متن استفاده کردم. دیروز پریروز داشتم با مامانم حرف میزدم گفت این که گفتی یعنی چی؟ گفتم این یعنی همین دیگه تو فارسی زیاد استفاده میکنیم! گفت اصلا! همه آدمهایی که از دوتا زبون استفاده میکنن اصولا! بعد از یه مدتی به فاز قر و قاتی شدن زبانها میرسن. نه به این معنی که کلمه انگلیسی تو فارسی بپرونی یا فارسی تو انگلیسی. به این معنی که ترجمه فارسی حرفها و اصطلاحات انگلیسی رو بکار میبری و برعکس! این اتفاق برای بچه های خانواده های مهاجر در سن کودکی میفته و چون اون موقع ذهن آمادگی یادگیری زبانش بیشتره با این قضیه بعد از دوره دبستان کنار میان و هر دو زبون رو روان صحبت میکنن اما اصولا! خدا عاقبت ما رو به خیر کنه با این وضعیت که داریم همه چیز رو قاتی میکنیم.

زیرنویس2:
خرد گر سخن برگزیند همی ... همان را گزیند که بیند همی
...
به هستیش(هستی خداوند) باید که خستو(معترف) شوی
زگفتار بیکار یکسو شوی

2 comments:

ناخدا said...

این عبدالرشید کاکاوند توی برنامه "دو قدم مانده به صبح" هر موقع شاهنامه می‌خونه به جای لحن حماسی معمول، با لحن تراژیک و غمناک می‌خونه. واقعا یه حالی میده اینجوری شاهنامه خوندن.
به قول "سیروس شمیسا" قهرمان حماسه "انسان-خدا"ست. قلمرو قهرمان همه آفاق است و زمان و مکان از منطقی متعارف تبعیت نمی‌کنه. حماسه آمیزه‌ای از عینیت و اقتدار و سادگی و عظمت است.
یه بار دیگه هم یکی داشت از وجه سینمایی شاهنامه حرف میزد. میگفت توی صحنه‌های جنگی هر مصرع یه تصویر داره واسه خودش. مثال زده بود که یه مصرع داره از تیر زدن دقیق یه نفر صحبت می‌کنه، مصرع دوم توصیف خیره ماندن تماشاچیانه.
حالا خلاصه با هر جاش حال کردی، بذار اینجا ما هم باهاش حال کنیم.

Anonymous said...

ُسلام محمد. ببین من شاهنامه رو رو سی دی دارم، لغت نامه هم داره، می خوای برات بزنم، بفرستم؟ زودتر گفته بودی می دادم ایمان برات بیاره... ونکوور می ری دیگه؟ حالا خبرم کن