گاهی وقتها خیال میکنی که خیلی مسخره باید باشه که واقعا کسی هنوز نژادپرستی توی خونش قل قل بزنه. اونم یه آدم عادی. وقتی از سیاه ها حرف میزنه یه جوری حرف بزنه که انگار همیشه گند میزنن به همه چی. وقتی فینال بازی منچستر چلسی سیاهه پنالتی رو خراب میکنه سرشو بندازه پایین با یه لبخند معنی دار تکون بده که یعنی آره این چون سیاهه خراب کرد. گاهی وقتا فقط خیال میکنی خیلی معضلات فرهنگی حل شده. در صورتی که نه تنها حل نشده بلکه بدتر. صورتش پاک شده و رفته پایین پایین توی اعماق باورهای انسانها جا خوش کرده. یه جوری که نسلهای بسیار باقی خواهد ماند... گاهی وقتها فکر میکنم اگر این حماقت های قومی، نژادی، دینی یا هر چی دیگه وجود نداشت برای هیچ دسته ای از آدمها انگیزه خاصی برای ترقی و پیشرفت باقی نمیموند. حالا هم اگر آدمها زور میزنند یه دلیل خیلی مهمش اینه که به بقیه ثابت کنن ما بهتریم از بقیه... فقط همین.

No comments:
Post a Comment