Saturday, March 27, 2010

بهترین آهنگ

بهترین آهنگ: آهنگی که هر وقت در هر حال و وضعیتی که باشی بتوانی گوش کنی. مسلما بهترین آهنگ برای آدمهای مختلف متفاوت است. مهم نیست با بعضی آهنگ ها چقدر در مواقعی خاص پرواز کنی. مهم این است که آنها تو نیستند. آنها فقط تو هستند در مواقعی خاص. تو آهنگی هستی یا بهتر بگویم آهنگهایی هستی که همیشه میتوانی گوششان کنی. با این تعریف هر کسی اگر دوست داشت چندتا از بهترین آهنگهایش را به من معرفی کند. ممنون میشوم!

Monday, March 22, 2010


یک روز خیلی عادی

یا شاید غیرعادی

بالهای رویایت را میبینی

از نزدیک

با مغزت فرمان میدهی

سرپیچی میکنند!

آنقدر که کفری میشوی،

و دلت میخواست کاش

لااقل میتوانستی نقاشی شان کنی!

Thursday, March 18, 2010

اصلا در راستای اینکه خوشحال بودن آدم کلهم دست خودش است و نه چیز دیگر. و باز در راستای آنکه درست است بنده خوشم نمیاد الکی خوشحال باشم اما وقتی بهانه برای خوشحالی هست دیگر چرا آدم به خودش ضد حال بزند و خوشحال نباشد؟ چنان آدمی باید با خودش دشمنی داشته باشد اصلا! باز درست است ما از ایران دوریم و دلمان برای عیدهای ایران لک زده... ولی خب ترجیح میدهمیم حالا خوشحال باشیم و عید همه را هم تبریک بگوییم! سالی پربار و پر از خوشی دلیل خوب دار برای همه آرزومندم! بک گراند اینجا را هم به مناسبت عید یک مدت رنگ جلف میگذارم!

Saturday, March 13, 2010

There is some truth and some bullshitness in everything we believe in, say, write or think. People who only see the truth are either too simple minded or take themselves too seriously. People who only see the bullshitness are too pessimistic. I believe the ability of drawing a line between these two, making fun of the bullshitness and taking the truth seriously is what makes a balanced person! People who don't even understand what I am talking about are those who don't have the ability to see the bullshitness!

As an example consider the act of respecting other people. By respect I don't mean just being polite. I mean seriously respecting them for some reason. You might respect someone (or something) because you believe that person (thing) is respectable and deserves it. You might respect someone (something) else because you know you will benefit from that person (thing) or in an extreme case take advantage of that person (thing). Assuming most people are good enough not to respect others in order to take advantage of them, I would say most of our respects are mixes of both kinds of respect! Therefore, there is some truth and some bullshitness in it!

You can make such examples about many other concepts easily. This is not a post about religion but as a side comment I would say this is the main reason I prefer to have no religion! This doesn't mean I believe religion is bullshit. This means I believe religious people are unable to draw that line! I believe same thing is true about things like science, love, happiness etc.

Tuesday, March 9, 2010

شعر

شعر دستمزدی است

دستمزدی از لحظه هایی

لحظه هایی متروکه

که بی خودت میگذرانی

و کشف میکنی

احساسات غریبی را

جایی پایین تر از پوسته زندگی

آنقدر ضخیم است

پوسته ضخیم زندگی!

که چو بشکافی اش

چیزی جز درد بر انگشتانت نمیماند

و جز ترس بر نگاهت

از دیدن روده پیچ در پیچ زندگی!

با دستهای خونی بنویس

"با خون بنویس

که خون جان است

دریافتن خون بیگانه آسان نیست،

از سرسری خوانان بیزارم"

"هیچ صیادی در جوی حقیری

که به گودالی میریزد

مرواریدی صید نخواهد کرد"

"جرات داری؟

بسم الله!"

----------------------

پی نوشت: قرمز از نیچه و سبزها از فروغ است.

Sunday, March 7, 2010

کلمه بازی

هفت هشت سال گذشته است

از هفت هشت سال پیش

و من باز تصمیم گرفته ام

با کلمه ها بازی کنم، کلمه بازی!

کار سختی نیست اصلا

همه چیز را دست کم بگیر

به اضافه خودت

و معنی کلمه ها

و همه و همه چیز!

اصلا هشت سال بیشتر نگذشته است!

اینکه خیال صداقت کنی

یا صادقانه دروغ بگویی

خیلی هم فرقی ندارند

هشت هفت سال گذشته است

از ده سال پیش

و من هوس کرده ام

بالاخره بعد از بیست ساااااال،

از سر ندانستن،

خیلی صادقانه کلمه بازی کنم!

جمله دردها را با این تمام کن که تمام میشوند!


---------------

پی نوشت: من قبول کرده ام خیلی وقت پیش که هیچ مالکیتی ندارم حتی بر خودم!

Friday, March 5, 2010

مثل افلاطونی

ما مردها زود به بالای قله میرسیم، زود هم از قله میاییم پایین!

این زنها کلی طول میدهند به قله میرسند، توی قله کلی چرخ میزنند و گشت و گذار میکنند بعد میایند پایین!

حتی افلاطون هم یک چیزهایی سرش میشده انگار! وگرنه که افلاطون نمیشد! اصلا مگر نه اینکه همه پیپرهای خفن را قدیم داده اند و تازگی ها هرکس بخواهد پیپر بدهد باید بزند توی سر سگ تا دو اپسیلون جواب بهتر بگیرد؟

-------------

پی نوشت: اصلا اگر کسی نفهمید منظورم از این پست چیه تقصیر خودم است!