Friday, November 20, 2009

انگشتر عقیق


دیشب یاد انگشتر عقیقم افتادم. همانی که قبل از آمدنم از مشهد خریده بودم. حالا فعلا دستم کرده ام. اگرچه تایپ کردن را سخت میکند. دارم فکر میکنم چرا یاد انگشتر افتادم و چرا دلم خواسته حتی برای یک روز شده دستم کنم. فکر میکنم یک ربطهایی به "هومسیک" شدن داشته باشد! خیلی بی دلیل هفته گذشته اصلا حال و حوصله نداشتم. دلیلش یا بارندگی مداوم ونکوور است. یا تاریک شدن خیلی زود هوا. یا قطع شدن آب دو روز هفته. یا شاید یک ربطهایی به "هومسیک" شدن داشته باشد! اصولا اینکه حالم خوب است یا نه یک تابع ساده دارد. اگر اول صبح حوصله داشته باشم ریشهایم را بزنم معلوم است اوضاع بد نیست. اگر حوصله نداشته باشم اوضاع وخیم است. حالا بعضی ها هم میگویند اگر صبح از خواب بلند شوی و صبحانه خوب بخوری و ریشت را هم بزنی حالت خوب میشود. این را یکبار توی هواپیما که نشسته بودم و هواپیما هنوز پرواز نکرده بود یک نفر در ردیف کنار دستی داشت به کنار دستی اش میگفت. گاهی وقتها هم خیال میکنم حالم بد است چون چیزی را که یک نفر چند ماه پیش توی هواپیما به کناردستی اش میگفته یادم مانده و حتی قیافه طرف هم تا حدودی یادم است! حالا یا به خاطر این است یا یک ربطهایی باید به "هومسیک" شدن داشته باشد. خلاصه هرچه که باشد امروز که تصمیم گرفتم انگشتر عقیق را دست کنم حوصله ریش زدن را هم پیدا کردم. حالا یا به خاطر این است که امروز آب قطع نبود. یا حالم از اینکه حالم گرفته باشد به هم خورده بود یا شاید یک ربطهای اساسی به "هومسیک" شدن داشته باشد!!! این عکس بالا انگشتر من نیست ولی از این قیافه انگشتر عقیق خوشم می آید جدای از نوشته های رویش. یادم است خاتمی یک زمان از این انگشترها داشت. این البته ربطی به "هومسیک" شدن ندارد. وقتی ایران بودم هم از اینها خوشم می آمد ولی پیدا نکردم چیزی با طرح ساده بدون نوشته که اینطوری باشد!

8 comments:

Unknown said...

شما توی ناف هوم هم ممکنه این جوری بشی! پس زیاد ربطی به هوم سیک شدن نداره! ولی سنگ عقیق آرامش بخشه.

میم. ح. میم. دال said...

البته منظور من کلا اینه که از هومسیک بودنم مطمئنم ولی بدبختی های دیگه هم هست. اصولا ندیدن خانواده برای مدت طولانی سخته و منم داره دوسال میشه که ندیدمشون

ناخدا said...

من هم اومدم همون که زی زی گفت رو بگم, دیدم که تو جواب مهمی بهش دادی

caligula said...

من بر عکس شما حس بسیار بدی به این نوع انگشتر ها دارم ! می دونم که برای یه سری آدم خاص نیست و از این حرفا ولی ذهنیتم نسبت بهش نا جوره
هوم سیک شدنتون شاید واسه اینه که یه مدت پیش شدیدآ درگیر بودین اگه اشتباه نکنم ! شاید ذهنتون داره هشدار میده که من نیاز به کار نکردن و استراحت دارم؟!؟

نرگس said...

سلام... خوبي محمد... نبينم كسل باشي ها!!! ...
اما راستش گاهي دلم برات يه جوري مي شه نه اينكه بسوزه هاااا اما حس مي كنم واقعا دور از خانواده بودن ساده نيست...
من كلا يه اعتقادي كه خودم به شخصه دارم اينه كه مفهوم زندگي يه جورايي توي باهم بودنه... يعني اگر الان زنده م فرصتيه براي اينه يه لحظه بيشتر كنار مادرم باشم يا با پدرم صحبت كنم يا كلا زندگي غنيمتي براي كنار پدر و مادر و همسر و بچه ها بودنه ... خلاصه من از اون جور آدمها هستم كه اگر شرايط زندگي و رشد و رفاه برام فراهم باشه وقتي مفهومي به نام خانواده كنارش نباشه اصلا نمي تونم هضمش كنم... يه جور اولويتي كه كلا براي خانواده قايلم... البته اينا رو نگفتم كه به اون موضوع هوم سيك شدنت دامن بزنمهاا... اينها رو گفتم كه بدوني اگه گاهي اينطوري مي شي كاملا حق داري!
در مورد انگشتر عقيق هم بايد بگم كار خوبي كردي! اين جور وقت ها يه شي خاطره آور خيلي حس آدمو خوب مي كنه... يا حتي يه عطر قديمي... بماند كه من كلا به خاصيت سنگها معتقدم...
خلاصه دوباره افتادم روي دنده ي پر حرفي كه نصيحت خواهرانه بهت كنم كه اگر خيال برگشت نداري و توي رفت و آمدم نيستي لااقل به فكر دست و پا كردن يه خانواده درست و حسابي باش... !
اون جمله پاييني هم عججيب منو به فكر فرو برد... يه جورايي انگار توي يه فضاي لايتناهي غوطه ور شدم يهوووو!
What if?....

حدیث said...

این که غصه نداره!
خودم می رم یدونه عین همین برات پیدا می کنم.
یا میای ایران بهت میدمش. یا میدم دوستات برات بیارن.
یادته اون روز تو مشهد؟ چقدر عکس گرفتیم از زرشک و انگشتر و نبات و... خیلی خوش گذشت!

میم. ح. میم. دال said...

رکسانا: شاید، ولی اینطور نیست که من حالا اونقدرها هم خودمو بکشم واسه کار. یعنی به صورت آگاهانه هم اینو خودم انجام میدم و بعد مدتی کار استراحت میکنم
-------------
نرگس: حالا نگران نباش. خانواده درست و حسابی سراغ داشتی خبر بده:دی
-------------
حدیث: آره یادمه، قلیون هم کشیدیم تازه

Amir said...

من بعضی وقتها بر عکسم.. مثلا روز و شب هایی که اصلا حوصله و اعصاب ندارم، صبح میرم ریش هام رو میزنم و حسابی تر و تمیز می کنم و شیک...
اینجوری خیلی آروم میشم