نوشتن:
فکر میکنم گاهی هم به احساس زندگی برمیگردد. اینکه کسی دلش بخواهد همیشه زنده باشد. همین حس نمردن ابدی که در همه ما هست. چون مرگ را هرگز تجربه نکرده ایم و نخواهیم کرد!
----------
What if?
What if I entered the correct password and pushed the right keys followed by an enter but in a different language?

5 comments:
بیچاره هنوز نشناختت:دی
اما یادته وقتی به هم غر می زدیم و از زندگی شاکی بودیم می گفتیم حق ما این نبود این بشیم؟ خدایی پرروییم واقعا حقمونه:دی
ما کی به هم غر میزدیم آخه؟
؟
بنده بسیار معذرت می خوام خواستم واسه بلاگ شما و یکی دیگه همزمان کامنت بذارم اشتباهی برای اونو واسه شما گذاشتم واسه شما رو برای اون
همون لحظه خواستم کامنت بذارم بگم اشتباه شده هر کاری کردم نشد
خواستم اینو بگم که کلا این حس جاودانگی باعث به وجود اوردن خیلی مفاهیم شده
مثل سرای باقی
آدم وقتی فیزیکی و مادی نتونست عمرش رو زیاد کنه دست به دامن متافیزیک شد
و مفهوم زندگی جاودانه رو به وجود آورد...
معذرت مجدد
:))
خواهش میکنم، پیش میاد. حالا لااقل آدرس اونیکی بلاگ رو بده بخونم ببینم داستان از چه قرار بوده؟ کی سر کی غر میزده؟ در مورد حس جاودانگی تا حدی موافقم اما کلا به نظرم جاودانگی لزوما ساخته ذهن بشر نیست
شاید، نوشتن هم نوعی تا ابد ماندن است تا روزی که ما زمزمه کنیم " دانید چنگ و عود چه تقریر می کنند؟ /نهان خورید باده که تکفیر می کنند" و تا وقتی که که یادمان باشد "آی آدم ها که در ساحل نشسته شاد و خندانید..." گویندگان اولیه این آثار زنده زنده کنارمان آسوده اند.
Post a Comment