Sunday, May 11, 2008

مکاتب الهی و شخصی

بعد از بازی مقدس نامقدس... حالا نوبت بازی مکاتب بود... راستش من خودم معتقدم اگر قرار باشد دور مکاتب مربع بکشیم و محدوده شان را با حرفها تعیین کنیم و از هم جدا کنیم، برخی مکاتب هستند که بر برخی دیگر برتری دارند... مثلا معتقدم اسلام مسلما بر مسیحیت برتری دارد به این دلیل خیلی مهم که رابطه انسان با خدا در اسلام بی واسطه تعریف میشود... اما مثلا به هیچ عنوان نمیتوانم ادعا کنیم که آیین اسلام بر آیین زرتشت برتری دارد یا برعکس... با این وجود شخصا به هیچکدام از مکاتبی که الهی خوانده میشوند اعتقاد و التزامی ندارم...


از میان همه و همه و همه آدمهایی که توی عمرم دیده ام... یک آقایی بود به نام پیتر... که با آن پیتر پدرسگ خیلی تفاوت داشت... گاه گاهی همینجا توی دانشکده میدیدمش... و حرف که میزد احساس میکردم من دارم حرف میزنم... کانادایی اما ایتالیایی الاصل بود... از آن دسته آدمهایی که خیلی خیلی خیلی راحت میتوانند دهانشان را باز کنند و بگویند پول؟ پول برای چه؟ آدم پول همانقدر نیاز دارد که نیاز دارد نه بیشتر... و توی پنجاه سالگی وقتی زندگیشان را زندگی کنی میبینی که واقعا دارند همینطور زندگی میکنند... البته این شاید اندکی مربوط باشد به دیدگاه کلی کانادایی ها نسبت به زندگی که خیلی با مسائل راحت برخورد میکنند... همان نوع نگرشی به زندگی که باعث میشود آمریکایی ها بهشان بگویند dumb ass. حالا وقتی مهلت این رای گیری تمام شود بیشتر درباره پیتر و مکتب شخصیش که خیلی شباهت به مکتب شخصی من دارد صحبت خواهم کرد...

3 comments:

Anonymous said...

درباره ي اين پیتر كه قرار شد بيشتر بكي ولي

آن پیتر پدرسگ كيه اونوقت؟

میم. ح. میم. دال said...

بچه ها میشناسنش... کلا بهتره خیلی باهاش معاشرت نکنی
:D

Anonymous said...

ها؟!؟

باشه