Tuesday, May 6, 2008

از خطخطی های گذشته


به من هنوز دروغ بگویید!
دروغهایتان را دوست دارم
که میگویید
انسان را از گل سرشتند
و به گناه از بهشتش برون کردند
که میگویید
خدا مرد و چشم براه ابر انسانی باید بود
دروغ بگویید که دروغ گناه است
من گناه را دوست دارم و دروغهایتان را
وقتی حس سرشاریتان را
به لطف قصور زبان با دروغ می سرایید
دروغهایتان را دوست دارم
که میگویید
انسانها با هم برابرند
یا میگویید
مسیح پسر خدا بود
ناتوانیتان را از اثبات دروغهایتان دوست دارم
دوست دارم روحهایی را که با وجود همه شکی
که به دروغهایشان دارند،
هنوز در پس دروغهایشان در پی راستی میگردند
دروغ بگویید
دوست دارم لبخند تلختان را
وقتی سر بر میگردانید
و به فریادهایتان از پس دروغ
با چشمان تسلیم شده می نگرید
دروغهایتان را، و ناتوانیتان را
و فریادهایتان را، و لبخند تلختان را
دوست دارم
راستی نهفته در پس دروغهایتان را
دوست دارم!


No comments: