کودک که بودم آدمها را از روی حرفهایشان میشناختم...
بزرگتر که شدم معتقد شدم آدمها را نه از روی حرفهایشان که باید از روی کارهایشان شناخت...
حالا معتقدم آدمها را نه از روی کارهایشان، نه از روی حرفهایشان...
باید از روی تاثیری که در ما میگذارند بشناسیم...
بزرگتر که شدم معتقد شدم آدمها را نه از روی حرفهایشان که باید از روی کارهایشان شناخت...
حالا معتقدم آدمها را نه از روی کارهایشان، نه از روی حرفهایشان...
باید از روی تاثیری که در ما میگذارند بشناسیم...

4 comments:
درسته
ولي به نظرت تاثيري كه ادمها بر هم ميزارن مهمتره
يا
شناختشون از همديكه؟
تاثیر اگر در بلند مدت شکل گرفته باشه خودش بهترین نوع شناخته اگر آدم خودشو خوب بشناسه و به خودش اعتماد داشته باشه... گفتم که... زمان بهترین آموزگاران است
این مقوله شناخت آدمها همیشه برای من من خیلی پیچیده بوده،فکر می کنم شناخت یعنی اینکه کسی رو به یک سری از صفات مربوط کنیم و بر این اساس رفتارها و عکس العملهاش رو در شرایط مختلف حدس بزنیم، این پیش بینی رفتار نوعی احساس امنیت در روابط بهمون میده. بر این اساس هیچوقت نتونستم ادعا کنم کسی رو شناختم آدمها حتی اونهایی که خیلی بهمون نزدیکند هیچوقت قابل پیش بینی نیستند. ما فقط یک نفر رو می تونیم واقعا بشناسیم اونهم "من" هست. بماند که بازهم گاهی کارهای دور از انتظار از خودمون هم سر میزنه
چیزی که میگی کاملا درسته نازنین... این که هیچوقت نمیشه کامل کسی رو شناخت... باید با این حقیقت کنار بیاییم که چیز کاملی در این دنیا وجود نداره... شناخت هم هیچوقت نمیتونه کامل باشه... حتی به قول تو شناخت خود
Post a Comment