من شبهایی که قراره صبحش یک جایی برم مسافرت معمولا خواب درست و حسابی ندارم... نه اینکه استرس و اینها داشته باشم ها! نه! من و استرس؟ محاله! معمولا یا دارم تمرین نمره میدم یا کارای نیمه تموم رو دقیقه نود تموم میکنم... الان مثلا حدود ساعت دو نصفه شب قصد دارم تازه ریپورت هفتگی بنویسم بفرستم برای استادم. جدا شما اگر استاد بودی و دانشجوت ساعت دو نصفه شب برات ریپورت میفرستاد چی خیال میکردی؟ حالا بگذریم که استاد من احتمالا خودش الان بیداره و داره با یک نفر آنلاین چت علمی میکنه!
واقعا اینقدر زندگی این روزها روزمره است که نگو که اصلا حسم به مزخرفی همین پستهای اخیر بلاگ است! همینجور روزمره! نه درختی نه گربه ای نه هیچی! هیچوقت نفهمیدم وقتی چهار ساعت بیشتر وقت برای خواب ندارم بهتر است بخوابم یا نه؟ ببخشید تصحیح میکنم. سه ساعت با احتساب زمان لازم برای آماده شدن فردا صبح. با احتساب ریپورت دو ساعت و چهل دقیقه... با احتساب این پست حدودا دوساعت و نیم! وقتی آدم فقط دوساعت و نیم وقت داره بخوابه آیا بهتره بخوابه یا نه؟ یک مقداری اگر این سوال رو از خودم بپرسم اصولا دیگه وقتی واسه خواب نمیمونه... صبح هم که بعد از دوساعت خواب بلند میشی اینقدر حسش زهر ماره که مجبوری یه راست بری زیر دوش تا خواب بپره. زیر دوش هم مدام داری به خودت فحش میدی که چرا دیشب یه مقدار زودتر همه چیز رو تموم نکردی. یا حداقل دیگه اون پست کوفتی بلاگت چی بود؟ بگیر بخواب! خواب! خواب! همیشه از همه چی مهمتره خواب! وقتی خوابت میاد با هیچی عوضش نمیکنی و هیچ منطقی شکستش نمیتونه بده! مگر اینکه مجبور باشی بیدار شی!
امروز هم رفتیم در این جلسه محاکمه و تلاش کردیم اتهام رو یک درجه خفیف کنیم... علاوه بر اون حدود دویست و پنجاه بار این کلیپ بالا رو نگاه کردم... با ویدئو بسیار حال میکنم. بخصوص اونجاش که توپ بیلیارد و میکنه تو سوراخ. گاهی وقتها یا شاید بگم همیشه اتفاق های زندگی اینقدر به نظرم ساختگی میان یا به عبارت دیگه اتفاق نمیان که متقاعد میشم یک نفر داره اینارو کنار هم میچینه... و اتفاق اتفاق! مثل اینکه عمدا بخوای یک نفر رو ببینی و وانمود کنی که اتفاقی بوده... این اتفاقها به نظرم هیچکدوم اتفاق نیستن... اینم یه کمی حس... راضیم... شب بخیر.
Sometimes in life you feel the fight is over
And it seems as though the writing's on the wall
Superstar you finally made it
But once your picture becomes tainted
It's what they call, The rise and fall

No comments:
Post a Comment