Wednesday, March 26, 2008

!درتا و سهرا و عاصمون



دریا و صحرا رفتن پیش مامانشون از آسمون شکایت!
گفتن ببین مامان! این آسمون ستاره هاشو نمیده ما بازی کنیم باهاش!
آسمون صحرا رو نگاه کرد گفت تو یکی که خیلی خری هیچی نگو!
یه بار شده بذاری من سوار شترات بشم؟
صحرا یه دفعه دست پاچه شد گفت دریا! دریا! همش تقصیر این دریاس!
هیچوقت ماهیاشو نمیده من بهشون دست بزنم!
خدا گفت: با هم دعوا نکین دخترای خوبم... بشینین براتون میخوام قصه بگم...
یه روز... سه تا خواهر بودن...
اسماشون بود درتا و سهرا و عاصمون...



پی نوشت کاملا بی ربط: گاهی وقتا بعد از چند وقت که آدم تازه دوزاریش میفته مثلا ده سال پیش چه اتفاقی افتاد و فلانی چه کرد! دلش میخواد با لهجه بریتیش خیلی غلیظ از ته دل داد بزنه... بببببستد!!!

6 comments:

Vahid Jazayeri said...

محمد جان حالا با لهجه بریتیش نمیخواد با عصبانیت بگی بسسستد، بشین من برات یه قصه بگم:
یک روز یه پسری بود به اسم مخمد حبارهای تاجز ...

Anonymous said...

یعنی مامانشون خداست؟
یعنی خدا زنه؟
پس باباشون کیه؟

میم. ح. میم. دال said...

عرض شود که جناب علیرضا اینجانب شعر های عرفانی زیاد دارم اما خب معصوم نبوده ام که

Anonymous said...

سلام... امیدوارم نظر من همچون نظر علیرضا مایه رنجش نباشد.
اما دو نکته برایم بسیار جالب بود. اینکه کائنات همه مونث فرض شده اند آسمان . دریا.صحرا و خدا... شاید باید دید اثر لطیف زنی را که چنین اثر پر رنگی بر جان نویسنده گذاشته که زیبایی و قدرت را اینگونه می بیند.و بر ارزش این تاثیر سر تعظیم فرود نیاوردن کوتاهی است و نکته بعدی لذت بیکران شتر سواری در صحرا آنهم از جانب آسمان. من هم اگر آسمان بودم.ببخشید عاصمان بودم دلم می خواست.

میم. ح. میم. دال said...

سلام... اول اینکه علیرضا بهترین رفیق ندیده اینترنتی منه و من محاله ازش برنجم در حد شوخی بود جواب من و منظورم هم این بود که همیشه درجه ای از عدم قطعیت وجود دارد اما چون ما معمولا حرف قطعی میزنیم مجبوریم همه چیز رو گرد کنیم به نزدیکترین عدد صحیح

با این حساب... دریا و صحرا و آسمون به نظرم همه زن هستند. اما کاملا روحیاتشون با هم فرق داره! کوه به وضوح زن نیست... کوه مرده... درخت مرده... دریاچه برخلاف دریا مرده! آبشار را نمیدانم... خدا اما زن است از آن جهت که مثل مادر است. همه کائنات مونث نیست اما نقش محوری و تعیین کننده زن قابل انکار نیست. هر فرهنگی، مکتبی، کشوری یا شخصی که این نقش محوری را انکار کند محکوم به زوال است

Anonymous said...

جواب شما را به طور اتفاقی شنیدم... آمده بودم بگویم لینکی که کامنت گذاشته بودید باز نشد. گویا فیلتر شده.