The truth wasn’t Gaussian either! Or maybe Gaussian wasn’t the truth... I don’t know! Anyways, Machine Learning is no “Magic Bullet” but it’s a way of guessing the truth behind the observed facts... (M.H.M.D)
--------------------------------------------------------------
این درس Machine Learning بالاخره قراره ده روز دیگه تموم بشه چه ما بخوایم و چه نخوایم! این برادر کوین مورفی که استاد درسه گاهی وقتها البته به زبان علمی جملات فلسفی خیلی باحالی میگه. یا شاید کلا ذات این درس چون به یادگیری و این حرفها مربوط میشه یه کمی فلسفیه. اصولا معروفترین تابع توزیع احتمالی که همیشه استفاده میشه تابع Gaussian هست به دلایل مختلف از جمله اینکه از همه کار کردن باهاش راحت تره! بعد از مدتی اینقدر از این تابع استفاده میکنی که دیگه یادت میره میشه از چیزهای دیگر هم استفاده کرد... یکی از جملات قصاری که میگه و من خیلی باهاش حال میکنم اینه:
Prof: We don’t know the truth, the truth is not Gaussian. But we assume it is.
این البته حالا همچین جمله قصار نیست ها اما وقتی اینو میگه ابروهاشو یه جوری میندازه بالا که آدم حس میکنه استاد خیلی دلش میخواست حقیقت رو بدونه اما نمیدونه و میدونه که هیچ راهی برای فهمیدنش وجود نداره! امروز یکی از بچه ها یه پروژه انجام داده بود که روی یه سری داده آسون درپیت کار نمیکرد بعد رفته بود روی یه سری داده خفن اجرا کرده بود میگفت اینا نتایجیه که من گرفتم و این بود جملاتی که بین کوین و ایشون رد و بدل شد:
Student: Here are my results on Cancer datasets.
Prof: Your model doesn’t work on the simple dataset! How did you get the results on complex ones?
Student: But I still get some results!
Prof: What do you mean some results? Whatever you do, you get some results!
Prof: Your model doesn’t work on the simple dataset! How did you get the results on complex ones?
Student: But I still get some results!
Prof: What do you mean some results? Whatever you do, you get some results!
یکبار دیگه هم سر کلاس یکی از بچه ها در یکی از جلسات آخر پرسید استاد آیا این چیزایی که شما میگی بر اساس ریاضیات هست؟ یا همینجوریه! عکس العمل استاد بسیار جالب بود. این هم جملات رد و بدل شده:
Prof: So, we put a Gaussian here and a Gaussian there and finally the mix of Gaussians is like that...
Student: Sorry, but are these based on Mathematics? Or we just arbitrarily decide where the Gaussians are?
Prof: No, we just decide where the Gaussians are!!!
Student: Oh! OK... thanks!
[Few seconds of silence]
Prof (yelling at the student): OF COURSE IT’S MATHEMATICS!!!
خلاصه این از اون کلاسهایی بود که جدای از نمره ای که ازش بگیرم و اینکه کلا خیلی خیلی خیلی غر زدم دربارش ولی پشیمون نیستم از گرفتنش. یه چیز دیگه هم که امروز گفت و دیگه انصافا خیلی جمله قصار بود این بود:
Prof: I think some of you still don’t believe in probability!
نهایتا امروز داشتم راه میرفتم در حالی که سرم شدید درد میکرد با خودم فکر میکردم اگه یه روز قرار شد یه کتاب Machine Learning بنویسم چه جمله ای بذارم اول کتاب که حال بده. میدونم اصولا درجه توهم خیلی بالاس! و کاملا واقفم که من که تو خوندن کتاب بقیه موندم چطوری قراره کتاب بنویسم! حالا اینا به کنار... آرزو که بر جوانان عیب نیست! داشت فکر میکردم چی بنویسم و با استفاده از جملات قصار استاد به اون نتیجه ای رسیدم که اول متن خوندید!
پی نوشت1: احساس میکنم واقعا دارم به علم علاقه مند میشم! خاک بر سرم کنن!
پی نوشت2: این کنار اینو گذاشتم که رای بدین ها! حتی شما دوست عزیز... بله خود شما دوست عزیز که رفتی سرچ کردی "شیعه و سنی" یا "پینگ پنگ" یا "اسکواش" یا "شاهنامه" یا استغفرا... یه چیز دیگه! نظرات آماری انسانها برای شخص من مهم است! چند بار باید اینو بگم!

12 comments:
خیلی قشنگ بود محمد..
کلی موقع خوندن حال کردم، مخصوصا اون تیکه که استاد ِ داد می زنه، و اون جا که موقع سر درد به فکر اینی که کتاب بنویسی..
ولی خداییش، اون جملش قصار بود دیگه...
ببینم، شبیه این بنده خدا، دکتر روحانی ِ؟
Whatever you do, you get some results!
in kevin khodaye mane..
به امیر: نه بابا کلی آدم معقولیه! حالا نه اینکه روحانی چیزیش باشه ها... این کلی جوونه شاید پیر بشه مثل روحانی بشه. اما جدا جزو نابغه ترین آدمهایی هست که در طول عمرم دیدم
به علی: موسوی تویی؟
علم خيلى خوبه، مخصوصا اين تلاش احمقانه اش واسه منطقى و قانونمند جلوه دادن هستى هميشه برام جالبه. مثلا علم كلاسيك، دو ضرب در دو هميشه چهار ميشه!
علم جديد كمى واقع بينانه تر، به اين عدم قطعيت پى ميبره. با اين حال هنوز هم تلاش بيهوده اى داره براى قانونمند كردن اين بى نظمى و نا پايدارى; جواب به احتمال زيادى چهار ميشه! نه! جواب ميتونه با احتمال يكسان از صفر مطلق تا خود خدا باشه.
به نااميدى ازين در مرو بزن فالى
بود كه قرعه دولت به نام ما افتد
===============
اين متن مربوط به خيلى وقت پيشه ولى به نظرم خيلى متن پارانويدى بود، براى همين جايى ننوشتمش. ولى الان برام جالبه كه دقيقا اين دغدغه ى وايت نويز و گوشين بودن حقيقت رو اينجا هم ميبينم.
راستى اين بلوك مربوط به چيه؟
با اینکه علم دقیق نیست موافقم اما با اینکه تلاش احمقانه ای هست نه! چون فکر میکنم همه موافق باشن که علم تونسته خیلی کارها انجام بده... اما متن جالبی بود. این بلوک ها هم نمیدونم احساس کردم به این بحث باید یه ارتباطی داشته باشن. من همیشه عکس ها رو حسی انتخاب میکنم. یه جسمیه که سایه داره در زمینه سیاه. با شکل مشخص، قابل بررسی برخلاف خیلی چیزای دیگه اما هنوز هم همه چیزش رو نمیشه فهمید اینکه پشتش چیه، چه شکلیه و این چیزا ممکنه کاملا با اون چیزی که توقع داریم فرق کنه
منظورم از احمقانه، بى ربط بودن علم به معادلات زندگيه. اينكه در علم يه علامت در نتيجه ميگذارى و يه تيك يا سه نقطه، بعد هم قضيه اثبات ميشه، به همين راحتى. عين يه كتاب آسمانى كه وعده يه سرزمين موعود رو ميده.
یک کمی فرق میکنه به نظرم. نمیکنه؟ مفروضات اولیه علم برای اثباتهاش ملموس تر و ابتدایی تر هستند. و علم وعده ای هم نمیده کلا! میده؟ هستند کسایی که طوری صحبت میکنند که انگار علم وعده ای داده، اما کسایی که دید بهتر دارند میدونند که نمیده... یه عمل جراحی سخت رو در نظر بگیر. هیچوقت تضمینی وجود نداره که طرف به زندگی برگرده اما خیلی وقتها بر میگرده. و این به اون خاطره که جراح علم داره به کاری که داره میکنه. یعنی اگر من برم جراحی کنم 100 درصد آدمها زیر دستم میمیرن احتمالا ولی زیر دست اون ده درصد میمیرن! کتاب آسمانی اما مفروضات اولیه اش خیلی غیر ابتدایی تر هست. مثلا آیه سوره الرحمان رو که خیلی تکرار میشه نگاه کن: فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان. یه مقدار فرق میکنه. علم فرضش مثلا اینه که اگر الف زیرمجموعه ب بود و ب هم زیرمجموعه الف، الف و ب با هم مساوی هستند. به نظرم تفاوتشون زیاده. اما دیدگاهت جالبه، دوست دارم بیشتر دربارش بدونم
يه جمله قبلا خوندم با اين مظمون(؟)، كه مفهوم بى نظمى يه سيستم يعنى عدم شناخت كافى نسبت به اون سيستم. فكر كنم وظيفه علم تلاش براى شناخت اين سيستم هست. درسته !علم وعده نداده، ولى بعضى وقتا آدم مجذوب اين قانونمندى و هارمونيك بودن و مستدل بودن اون ميشه و يادش ميره كه نميشه با چهار تا پارامتر ورودى و يه تابع شبكه معادلات زندگيتو حل كنى.
ممنون از جوابت.
استاد سفسته گری بوده اما داشته حول یه جور قانونمندیه قرارداری دور میزده
من نفهمیدم دقیقا کجای حرفشو فرمودید دکتر جان؟
wow عجب استادي. من كه يه جورايي ازش خوشم اومد. آدم حاضر جوابي بوده. مشخصه كه دوست داره اين مدلي به نظر بياد و مدلش هر چي كه هست براي من جالبه.
آدم جالبیه ;) فقط امیدوارم این هفته تموم شه و به زودی زود از دستش خلاص شم! الهی آمین
Post a Comment