شیخ ما، منظورم همین استاد جدید آقای مشنمنان است، هرچی درس گلاب ما گفته بودیم میخوایم بگیریم ترم بعد که یکم نفس بکشیم را با صراحت تمام رد فرمودند. شیخ ما ما را موظف ساختند در مورد سه درس در دانشکده تحقیق کنیم و ببینیم اینا چین و جای همه خالی یکی از اون درسا ماشین لرنینگ دو هست! به شیخمان گفتیم که این ماشین لرنینگ دو به خدا همش فرمول و اثبات است به درد ما نمیخوره. شیخ ما برافروخته بشد و فرمود چیییییی؟ این دیگه چه نوع دسکریپشن درسی هست که تو میدی آخه؟ فرمول و اثباته یعنی چه؟ خب باشه... ببین محتوای درس چیه! خلاصه نه اینکه شیخ ما بد بگوید اما مگر قرار است هر درسی محتوایش خوب بود من بگیرم؟ ای شیخ! شیخ ما الان ساعت دوازده شب است ایمیل فرموده اند کلید امتحان فاینال را. در ایمیل خود فرموده اند هول هولی نوشته ام و خیلی با دقت بخوان و کانفرم کن کلید را که فردا ساعت نه صبح که آمدی با هم برگه صحیح کنیم. ایمیل شیخ را ساعت دوازده شب شما اگر خواندید من هم خواندم! من هر شب راس ساعت نه میخوابم و اصلا و ابدا تا ساعت دو فیفا بازی نمیکنم. فردا صبح هم کی به کیه! فعلا...

3 comments:
جدا از کرامات شیخ، اثرات بیداری تا این وقت، کاملا در متن هویدا می باشد...
این ساعت نه رو به علاوه جیش - بوس - لالا کن بهش بگو..
اصلا این جیش بوس لالا، ماله فرهنگ خود این غربیاست دیگه. درکت میکنه
به امیر: بله فکر میکنم همینطور باشه :دی
به سلمان: آقا این غربی نیست که. هندیه! یه چیزایی میفهمه ولی نه خیلی زیاد... کلا فکر کنم با فشار بزرگ شده
Post a Comment