Thursday, December 11, 2008

دیوانه تر

دیشب میان همه خستگی ها دفتر نوشته های ماقبل تاریخ (دوران دبیرستان) را درآوردم شروع کردم به خواندن... از اینکه چند وقت پیش اینجا ادعای دیوانگی کرده بودم شرمنده ام! من در سلامت و صحت عقلی کامل به سر میبرم! آنوقتها واقعا دیوانه بودم!

6 comments:

Amir said...

اینو پایتم اساسی...
می دونی، به یه چیز مهم جدیدا رسیدم...
همیشه، درحال حاضر تصمیمات و رفتارهای گذشته برامون (یا برا من) ابلهانه بوده...
اگه جای الان بودم انجام نمی دادم...
غافل از اینکه چند وقت دیگه به رفتار های الانمم همی حس رو خواهم داشت

میم. ح. میم. دال said...

اینکه دقیقا درسته... اما دیوانه که میگم یعنی به صورت خیلی جدی از در و دیوار شاکی بودم وحشتناک

Anonymous said...

سلام
بالاخره بعد از تلاشهاي فراوان بنده تونستم بعد از مدتها به قسمت كامنتهاي بلاگ شما راه پيدا كنم
آقا سعادتي ميخواد اينجا كامنت گذاشتن ها
در مورد ديوانگي هم بايد بگم خوب جنس ديوانگي در مقاطع مختلف فرق ميكنه
حالا شما اون موقع ها چه جوري ديوانه بودي نميدونم ولي خودم كه خيلي اوضاعم بيريخت بود
فكر كنم يه بار برات گفتم يه چيزايي
آخيش چقدر نوشتم
داشتم عقده اي ميشدما

Anonymous said...

راستي آقا يه چيز ديگه
اين عكسي كه اخيرا گذاشتي به هيچ وجه اينجا باز نميشه
مشكل چيه؟

میم. ح. میم. دال said...

مخلصیم علیرضا جان. نه تعریف نکرده بودی چه جوری اوضاعت بیریخت بود. یادت باشه یه بار حتما تعریف کنی... کدوم عکس؟

Anonymous said...

من که قبلنا دیوونه بودم الانم هستم فکرم نمی کنم هیچوقت عاقل بشم
البته فقط نوع دیوانگیم شاکیانه! نیست