Saturday, December 19, 2009

از خدا و ابرانسان

نه خدا را میشود تعریف کرد و نه ابرانسان. من با کسانی که به این دو اعتقاد ندارند مشکلی ندارم. من با لجاجت سرسختی مشکل دارم که اصرار دارد هیچ چیز ورای انسان وجود نداشته باشد. نه خدا و نه ابرانسان. پشت این لجاجت گریز ظریفی از اخلاقیات و مرامات انسانی، چیزهایی که نمیتوان تعریف کرد اما همه از وجودشان آگاهیم هست. چیزهایی که اگر آخر یک فیلم ببینیم یا در زندگی واقعی اشک خواهیم ریخت. پشت این لجاجت گریز ظریفی از مفاهیم و زیبایی هایی وجود دارد که نمیپسندم. حس کسی را میماند که در فیلم میگوید اگر قرار است من شکست بخورم و بیفتم همه را با خودم پایین خواهم کشید!

5 comments:

Amir said...

خیلی دوست دارم این طرز فکرت رو محمد

Unknown said...

می شه نتیجه گرفت تو با اصرار بر ماتریالیست نا آگاهانه مشکل داری؟

میم. ح. میم. دال said...

Mishe goft man ba khaar shemordane zendegi ne ghole amoo Niche moshkel daram ;)

Unknown said...

من فکر می کنم زندگی همون قدر که می تونه زیبا دوست داشتنی و هیجان انگیز باشه، همون قدر هم می تونه زشت، نفرت انگیز و حوصله سر بر باشه، مهم اینه که از کدوم زاویه بهش نگاه کنیم.

میم. ح. میم. دال said...

Be nazare man hame in chizi ke gofte 2roste amma agar be tasvire bozorg tar negah konim nemitunim az zendegi motenaffer bashim chon mahkoom kardane zendegi yani magkoom kardane khod!