غافلان همسازند
تنها طوفان کودکان ناهمگون میزاید
همساز سایه سانان اند محتاط در مرزهای آفتاب
در هیات زندگان مردگانند
-----
وینان دل به دریا افکنانند
به پای دارنده آتش ها
زندگانی دوشادوش مرگ
پیشاپیش مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام که زیسته بودند
که تباهی از درگاه بلند خاطره شان
شرمسار و سرافکنده میگذرد
-----
کاشفان چشمه
کاشفان فروتن شوکران
جویندگاه شادی در مجری آتشفشانها
شعبده بازان لبخند
در شبکلاه درد
با جاپایی ژرف تر از شادی
در گذرگاه پرندگان
-----
در برابر تندر می ایستند
خانه را روشن میکنند
و میمیرند

No comments:
Post a Comment