یک همخونه ای آمریکایی دارم که مال تگزاسه. توی فیسبوکش هم نوشته که طرفدار محافظه کاراس. دیروز نشسته بودیم حرف میزدیم میگفت مجبوره یه درس فلسفه بگذرونه برای اینکه بتونه رشته مورد علاقه اش رو بخونه. بعد گفت فلسفه خیلی ابلهانه است! گفتیم چی؟ گفت آره فلسفه خیلی ابلهانه است! گفتم چرا؟ گفت همش باید بشینی همه چیز رو ببری زیر سوال و سوال بپرسی! من نمیدونم این آیا به محافظه کار بودنش ربطی داره یا نه ولی اصولا جالب بود برام که یه همچین کاری به نظرش احمقانه میاد! یعنی کسی اگر واقعا بتونه اینطوری زندگی کنه به نظرم زندگی خیلی ساده ای خواهد داشت! البته به این مساله خیلی وقته فکر میکنم. آیا واقعا زیر سوال بردن مسائل و ارزشها کیفیت زندگی آدم رو میبره بالا یا نه؟ مسلما پیچیدگی زندگی آدم رو بیشتر میکنه. چیزی که برام بدیهیه اینه که موجوداتی مثل برادران مثلا جان برکف ما زاده یک طرز فکر بسته هستند. یعنی حتی آدمهای بسیار باهوشی رو دیده ام توی شریف که عاقبتشون این بوده. به همین دلیل یه جورایی به نظرم ربط خیلی مستقیمی بین هوش و حماقت یا شاید بهتر بگم عدم حماقت نمیبینم. بین حماقت و طرز فکر بسته چرا. به عبارت دیگر میتونم برای خودم نتیجه گیری کنم که فلسفه چیز بسیار مهمی هست. حتی اگر به نتیجه قابل اثبات ملموسی نرسیده باشه. میشه گفت که کارکرد مهمش باز کردن دید انسانهاست به مسائل مختلف.

7 comments:
مساله از همون رشدوآموزش دیدن در زمان کودکی به وسیله یک طرز فکر بسته شروع میشه
یه دوستی چند روز پیش بهم میگفت اگر قدرت دست من بود اولین کاری که میکردم این بود که آموزش های دینی تا سن هجده سالگی ممنوع باشه
تا حدود زیادی باهاش موافقم البته نه کاملا ولی اعتقاد دارم که درصد زیادی از مشکلات نشات گرفته از تعلیمات نادرست در دوران کودکیه که تا عمق وجود خیلی ها رخنه کرده
همیشه خوشحالم از اینکه تو سیستم اموزشی که درس خوندم مخصوصا مدرسه اصلا حرفای معلم ها برام مهم نبود مخصوصا معلم های دینی و اخلاق که به هیچ وجه تو کتم نمیرفت
راستی یادم رفت بگم با جمله آخرت هم خیلی موافقم
با قضیه ی سیستم آموزشی موافقم.
تو ایران ما چون به حرف معلما ی دینی و بینش و قرآن و البته کسی مثل من معلم های ادبیات اعتماد نداریم، انگار همش دنبال یه راه دیگه واسه دونستن حقیقت می گردیم
تو آمریکا نه همه ولی اکثرا هر چی بهشون بگی سریع قبول می کنن. دلیلی برای کنکاش نمی بینن.
این آدما راحتتر زندگی می کنن. ولی بودن باهاشون سخته واقعا
شکی در اهمیت فلسفه نیست. ولی از اونجایی که اندکی با فلسفه دوستان هم صحبت و همراه بوده ام ، زندگی این آدم ها چندان ساده نیست چون اکثر اوقات سوال هایی دارند که می ترسند هرگز پاسخی برایش پیدا نکنند.
خلاصه کسی که بیشتر میفهمه و میبینه همیشه سختی زندگیش هم بیشتره. ولی در عوض کارهای بزرگتری هم ازش بر میاد
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی... شاید از لوح دلت نقش جهالت برود
مرسی نرگس. واقعا مرسی. این بیت در زمره همون چیزای خفنی بود که گاهی وقتا رو میکنی
Post a Comment