Sunday, November 14, 2010

شعری بی پایان نباید نوشت

تقدیم به همه دختران ایران زمین


شعری بی پایان باید نوشت

آهنگ صداهایی که اینجا راه میروند

پاهایی که اینجا صدا میکنند

جاده های بی انتظاری که به انتظار خیال صدا نشسته اند

اینجا پاها راه میروند اما جاده ای نیست

صدایی نمیرسد

صدا ها بی پایان راه میروند

چند مرد اینجا راه میروند

گنگ و لال آنجا نشسته است

تصویری بی پرواز، بی شوق، بی ندا

مردن را باور کرده است

داد میزنند در گوشش

و دادی به صدایی نمیرسد

صدایی به دادی نمیرسد

صدایی نیست که به داد برسد

مرده ای نیست که زندگی را باور کند

شعری بی پایان باید نوشت

آهنگها اینجا راه میروند

اینجا چندین مرد راه میروند

اینجا نوزاد آینده ای نوید بخش

به دوزخ حواله شده است

اینجا دوزخ لبخند میزند

آهنگ صدایی را که جان میدهد

اینجا چندین تصویر گنگ

تن به بی صدایی جاده سپرده اند

و رسالت زندگانی را فراموش کرده اند

بار امانت را فروخته اند

اینگونه

شعری بی پایان خواهند نوشت

آهنگ صدای پای چندین مرد

که اینجا راه میروند!

و از اینسان خواهند مرد!

اینجا مردگان را معادی در کار نیست!

No comments: