مایلی کهن بیانیه داد و بدون اینکه حرفی از استعفا زده باشد استعفا شد. چون انصافا پتانسیل خودش را بقدری نشان داده بود که بیم آن میرفت نگاه همه جهانیان از محمود احمدی نژاد برچیده شده و معطوف به محمد مایلی کهن شود... بعد هم گفته اند که قطبی شده سرمربی تیم ملی. از دیدگاه روانشناسی یک نکته قابل توجه داشت این آمدن و رفتن مایلی کهن و آن هم مایلی کهن درون هست! به نظرم مایلی کهن درون چیزی هست که بد نیست استعفایش بدهیم. ربطی هم به مذهب و این حرفها نداره ها! یو نو وات آی مین!
------------
از جنبه فوتبالی خوشحالم که این بشر رفته. چون اگر نمیرفت اونوقت مجبور بودم که دلم بخواد تیم ملی ببازه! و اصلا به این علاقه ای نداشتم. حالا لااقل دلم میخواد تیم ملی ببره.
------------
خبرگزاری فارس بلافاصله متن مصاحبه ای با قطبی را منتشر کرد که در آن قطبی خود را سرباز جمهوری اسلامی ایران خوانده بود!
-----------
نمره درس الگوریتم را دادند. هرکی چک نکرده بره چک کنه! یک نکته جالب در مورد این درس این بود که من خیلی ازش لذت بردم! برای خودم عجیبه که از الگوریتم دارم لذت میبرم. خیلی به خودم فشار آوردم که بفهمم فرق این درس با درسی که قدسی و بیگی و امثالهم میدادند چی بود؟ و به این نتیجه رسیدم که خب استاد درس هم خیلی آدم باحال و غیر متکبری بود و هم خیلی خوب درس میداد و هم خیلی قشنگ توضیح میداد که این الگوریتم از کجا اومده و به چه دردی میخوره! حتی بعد از اینکه برگه پایان ترم خودم رو دیدم که از یک جا نمره کم شده و خواستم که برام توضیح بده با سعه صدر توضیح داد و آخرش هم گفت نگران نباش! یکبار یک سری استاد دانشگاه اومدن پیش من میخواستن یه چیزی رو اثبات کنن شبیه این و نمیشد! نشونم دادن و دقیقا همین اشتباهی رو کرده بودن که تو اینجا کردی... پس ایرادی نداره! طبیعیه! آسون نیست این اثباتا! خداوکیلی همچین کسی استاد درس باشه شما به درس علاقه مند نمیشن؟
یک ایراد اساسی که فکر میکنم استادای ایرانی دارن اینه که فراموش میکنن دانشجویی که اومده سر این کلاس نشسته واسه این اومده که با مباحث این درس آشنایی نداره! یک فرق اساسی بین درسهایی که ارائه میشه اینجا و شریف اینه که اینجا هدف اصلی از ارائه درس رو اولش مشخص میکنن و به همه هم میگن و خودشون هم بهش توجه میکنن. یک نکته مهم دیگر هم اینه که هر ترم استادای یک گروه با هم بحث میکنند در مورد مطالب درسها و بعد با توجه به اونها درس رو برای ترم بعد اصلاح میکنند. به طور کلی فکر میکنم تنها استادایی که توی ایران از بین کسایی که من باهاشون درس گرفته ام کارشون صحیح و اصولی بود (البته از نظر من) رامتین خسروی و مهجور (استاد درس سیستم عامل) بودن. البته سربازی آزاد رو من باهاش درس نگرفتم و نمیدونم. قصد جسارت به کسی رو ندارم اما بعضی ها مثل باقری، روحانی رانکوهی و تویسر به شدت باسواد بودند اما با عرض معذرت درس دادن بلد نبودند! یا اشتباه بلد بودند... برای توضیح بیشتر عرض کنم که الانه همه جای دنیا درس فایلینگ بعد از درس دیتابیس ارائه میشه! حدودا ده ساله... و دیتابیس هم کلا جزو درسهای خیلی خیلی سخت به حساب نمیاد! حالا میشه حرفم رو دو جور مختلف بهش نگاه کرد: 1) طرف دو روزه رفته خارج! چارتا آدم دیده کارش به جایی رسیده که اسم میبره و از استادای ایرانی انتقاد میکنه. 2) طرف به این نتیجه رسیده که عامل اصلی سرپا موندن شریف دانشجوهایی هستند که درسها به بدترین نحو ممکن بهشون ارائه میشه. گاهی وقتها کار به جایی میرسه که اگر سر کلاس برن گیج میشن و اگه خودشون یه کتاب دست بگیرن بخونن بیشتر به نفعشونه!
اینکه کسی مثل روحانی رانکوهی به خاطر سوادی که داره از سرمایه های علوم کامپیوتر کشور ما به حساب میاد شکی درش نیست. اما چرا وقتی یک آدم اینقدر با سواد میشه توی ایران به این نتیجه میرسه که باید ساز خودشو بزنه و بدون توجه به نیاز دانشجو و تغییرات علم روز و صنعت و .... درس بده؟ جای بحث داره. توجه کردین استادا تو ایران همیشه معتقدند دانشجوها سال به سال دارن خنگ تر میشن؟ دلیلش به نظر شما چیه؟
-----------
آخر از همه این که برق خونه ما الان رفته برای چند ساعتی و مجبور شدم به دانشگاه پناه بیارم. تا حالا نشده بود برقا اینجوری بره در این مدتی که کانادا هستم. فکر کنم اقتصاد و کل غرب داره جدی جدی سقوط میکنه! با توجه به این مسئله کل چیزایی که در مورد دروس و استادا گفتم مزخرف محضه و سیستم ما داره کاملا جواب میده و سیستم غرب تعطیله!
-----------
در نهایت این بیانیه شامل همه گنده باقالی ها هم میشود! و به نظرم اون کاریکاتور کاریکاتوری بود به پهنای همه تاریخ، حتی پهنایش از گل دقیقه نود سایپا به استقلال هم بیشتر بود! باشد که رستگار شوید. والسلام.
------------
از جنبه فوتبالی خوشحالم که این بشر رفته. چون اگر نمیرفت اونوقت مجبور بودم که دلم بخواد تیم ملی ببازه! و اصلا به این علاقه ای نداشتم. حالا لااقل دلم میخواد تیم ملی ببره.
------------
خبرگزاری فارس بلافاصله متن مصاحبه ای با قطبی را منتشر کرد که در آن قطبی خود را سرباز جمهوری اسلامی ایران خوانده بود!
-----------
نمره درس الگوریتم را دادند. هرکی چک نکرده بره چک کنه! یک نکته جالب در مورد این درس این بود که من خیلی ازش لذت بردم! برای خودم عجیبه که از الگوریتم دارم لذت میبرم. خیلی به خودم فشار آوردم که بفهمم فرق این درس با درسی که قدسی و بیگی و امثالهم میدادند چی بود؟ و به این نتیجه رسیدم که خب استاد درس هم خیلی آدم باحال و غیر متکبری بود و هم خیلی خوب درس میداد و هم خیلی قشنگ توضیح میداد که این الگوریتم از کجا اومده و به چه دردی میخوره! حتی بعد از اینکه برگه پایان ترم خودم رو دیدم که از یک جا نمره کم شده و خواستم که برام توضیح بده با سعه صدر توضیح داد و آخرش هم گفت نگران نباش! یکبار یک سری استاد دانشگاه اومدن پیش من میخواستن یه چیزی رو اثبات کنن شبیه این و نمیشد! نشونم دادن و دقیقا همین اشتباهی رو کرده بودن که تو اینجا کردی... پس ایرادی نداره! طبیعیه! آسون نیست این اثباتا! خداوکیلی همچین کسی استاد درس باشه شما به درس علاقه مند نمیشن؟
یک ایراد اساسی که فکر میکنم استادای ایرانی دارن اینه که فراموش میکنن دانشجویی که اومده سر این کلاس نشسته واسه این اومده که با مباحث این درس آشنایی نداره! یک فرق اساسی بین درسهایی که ارائه میشه اینجا و شریف اینه که اینجا هدف اصلی از ارائه درس رو اولش مشخص میکنن و به همه هم میگن و خودشون هم بهش توجه میکنن. یک نکته مهم دیگر هم اینه که هر ترم استادای یک گروه با هم بحث میکنند در مورد مطالب درسها و بعد با توجه به اونها درس رو برای ترم بعد اصلاح میکنند. به طور کلی فکر میکنم تنها استادایی که توی ایران از بین کسایی که من باهاشون درس گرفته ام کارشون صحیح و اصولی بود (البته از نظر من) رامتین خسروی و مهجور (استاد درس سیستم عامل) بودن. البته سربازی آزاد رو من باهاش درس نگرفتم و نمیدونم. قصد جسارت به کسی رو ندارم اما بعضی ها مثل باقری، روحانی رانکوهی و تویسر به شدت باسواد بودند اما با عرض معذرت درس دادن بلد نبودند! یا اشتباه بلد بودند... برای توضیح بیشتر عرض کنم که الانه همه جای دنیا درس فایلینگ بعد از درس دیتابیس ارائه میشه! حدودا ده ساله... و دیتابیس هم کلا جزو درسهای خیلی خیلی سخت به حساب نمیاد! حالا میشه حرفم رو دو جور مختلف بهش نگاه کرد: 1) طرف دو روزه رفته خارج! چارتا آدم دیده کارش به جایی رسیده که اسم میبره و از استادای ایرانی انتقاد میکنه. 2) طرف به این نتیجه رسیده که عامل اصلی سرپا موندن شریف دانشجوهایی هستند که درسها به بدترین نحو ممکن بهشون ارائه میشه. گاهی وقتها کار به جایی میرسه که اگر سر کلاس برن گیج میشن و اگه خودشون یه کتاب دست بگیرن بخونن بیشتر به نفعشونه!
اینکه کسی مثل روحانی رانکوهی به خاطر سوادی که داره از سرمایه های علوم کامپیوتر کشور ما به حساب میاد شکی درش نیست. اما چرا وقتی یک آدم اینقدر با سواد میشه توی ایران به این نتیجه میرسه که باید ساز خودشو بزنه و بدون توجه به نیاز دانشجو و تغییرات علم روز و صنعت و .... درس بده؟ جای بحث داره. توجه کردین استادا تو ایران همیشه معتقدند دانشجوها سال به سال دارن خنگ تر میشن؟ دلیلش به نظر شما چیه؟
-----------
آخر از همه این که برق خونه ما الان رفته برای چند ساعتی و مجبور شدم به دانشگاه پناه بیارم. تا حالا نشده بود برقا اینجوری بره در این مدتی که کانادا هستم. فکر کنم اقتصاد و کل غرب داره جدی جدی سقوط میکنه! با توجه به این مسئله کل چیزایی که در مورد دروس و استادا گفتم مزخرف محضه و سیستم ما داره کاملا جواب میده و سیستم غرب تعطیله!
-----------
در نهایت این بیانیه شامل همه گنده باقالی ها هم میشود! و به نظرم اون کاریکاتور کاریکاتوری بود به پهنای همه تاریخ، حتی پهنایش از گل دقیقه نود سایپا به استقلال هم بیشتر بود! باشد که رستگار شوید. والسلام.


5 comments:
متنت در مورد ِ استادا خیلی جالب بودا...
کاش میشد، این استادای شریف قدری بهش توجه می کردن
متنت در مورد ِ استادا خیلی جالب بودا...
کاش میشد، این استادای شریف قدری بهش توجه می کردن
مشکل فکر کنم از اونجایی سرچشمه میگیره که استاد ها هم مثل تمام قهرمان ها یا دیکتاتور هایی که برای خودمون میسازیم، در موقعیت خدایگان علم قرار می گیرند و مسلما وقتی کشش کل جامعه به سمت راحت طلبیه، چرا باید به خودشون زحمت بدن که کیفیت کار رو بالا ببرند یا به روز باشن؟
و بدیش اینه که کلا این ماییم که باید خودمون رو با استادا هماهنگ کنیم - حالا هر جور که بودن
به قول محسن نامجو جون
آآآآآآآآه که ان طـــــــــــور
آآآآآآآآه پس که این طــــــــور
چاکریم
Post a Comment