برام جالبه که از وقتی پست حقیقت و واقعیت رو گذاشتم تعداد زیادی آدم با جستجوی "فرق حقیقت و واقعیت" به این وبلاگ میرسن. باز جای خوشحالیه برام که همه در جستجوی مسائل بی ناموسی که من نمیدونم کجا و کی پست کردم! به اینجا نمیرسن :دی گذشته از این حرفها این نتیجه رای گیری حقیقت و واقعیت در سمت راست وبلاگ دیگه خیلی گرد و خاک گرفته و من هم هیچ توجهی بهش نمیکنم. پانزده نفر از کسانی که جواب دادند معتقدند که حقیقت و واقعیت با هم فرق میکنند. اضافه کنید به اینها کسانی رو که در جستجوی عبارت بالا به این وبلاگ رسیده اند! شش نفر هم معتقد بودند سوال چیزی بیش از بازی با کلمات نیست که درواقع معنیش میشه همون بله، حقیقت و واقعیت یکی هستند منتهی به طرز شدید الحنی! البته من خودم با قرار دادن این گزینه در جوابها این امکان رو داده بودم که چنین جوابی به سوال داده بشه. به نظرم همین نکته خودش خیلی جالبه! ما ایرانی ها زمانی که این امکان برامون وجود داره که به صورت ملایمی نظر مخالف خودمون رو ابراز کنیم از اون امکان معمولا استفاده نمیکنیم و ترجیح میدیم گزینه پرخاشگرانه رو انتخاب کنیم. البته من خودم بخصوص در این زمینه مستثنی نیستم به هیچ عنوان! دارم تمرین میکنم البته. یا دقت کردین وقتی میخوایم به یک نفر از دید خودمون نصیحتی بکنیم جای نصیحت کردن شخصیت طرف رو مورد هدف قرار میدیم؟
علاوه بر اینکه خواستم چیزی درباره نتیجه گفته باشم و دیگه کم کم نمودار میله ای افقی کذا رو از این کنار بردارم، درباره حقیقت و واقعیت یک نکته دیگه هم بود که میخواستم بگم. یک فیلم. حدود هشت، نه ماه پیش بود (حالا درست یادم نیستا همین حدودا!) آپاچ عزیز اومده بود کلگری پیش ما و خب روی هاردش هم فیلم داشت و چنتا فیلم ازش گرفتم از جمله فیلم Broken Flowers که فکر میکنم ربط خیلی زیادی به مطلب حقیقت و واقعیت داشته باشه... اگه دوست داشتین ببینین. اگر هم دوست نداشتین خلاصه اش رو از آی ام دی بی بخونین. اگر هم نخواستین که هیچی :دی اما کلا به نظر من فیلم قشنگی بود...
خلاصه کلام اینکه... به نظر من حقیقت و واقعیت دو چیز متفاوت هستند. آنچه حقیقت است اکثر مواقع در واقعیت دیده نمیشود. واقعیت را اینطور تعریف میکنم: آنچه با چشمانمان میتوانیم ببینیم و با حواسمان میتوانیم حس کنیم... برای همینه که میگن: "چشم دل باز کن که...". جستجوی حقیقت همیشه کار پر مخاطره ای هست. توی فیلما دیدین خیلی وقتها یه آدمی هست که شخص اول فیلم دور دنیا رو سفر میکنه تا بهش برسه و حقیقت رو بفهمه... و اون آدم از دست شخص اول فیلم همش فرار میکنه و از گفتن حقیقت طفره میره! جستجوی حقیقت کار پر مخاطره ای هست... و شاید بشه گفت اکثر مواقع شخص جستجوگر به درک حقیقتی که به دنبالش بوده نمیرسه... اما در طول مسیر چیزهای بسیار زیادی یاد میگیره... به نظر من پیام خیلی از فیلمها و از جمله همین فیلمی که معرفی کردم همینه...
یادتون هست روزنامه های ایران و همشهری صفحه آخرشون گوشه سمت راست بالا معمولا یک جمله از بزرگان مینوشتند. این جمله یادم نیست از کی بود ولی میگفت: جستجوی حقیقت کار بسیار پرمخاطره ای است، همیشه مراقب کسی باشید که ادعا میکند حقیقت را یافته! به عبارت خودم به زبان پرخاشگرایانه! میشه این: همیشه مراقب آن شارلاتانی باشید که ادعا میکند...
علاوه بر اینکه خواستم چیزی درباره نتیجه گفته باشم و دیگه کم کم نمودار میله ای افقی کذا رو از این کنار بردارم، درباره حقیقت و واقعیت یک نکته دیگه هم بود که میخواستم بگم. یک فیلم. حدود هشت، نه ماه پیش بود (حالا درست یادم نیستا همین حدودا!) آپاچ عزیز اومده بود کلگری پیش ما و خب روی هاردش هم فیلم داشت و چنتا فیلم ازش گرفتم از جمله فیلم Broken Flowers که فکر میکنم ربط خیلی زیادی به مطلب حقیقت و واقعیت داشته باشه... اگه دوست داشتین ببینین. اگر هم دوست نداشتین خلاصه اش رو از آی ام دی بی بخونین. اگر هم نخواستین که هیچی :دی اما کلا به نظر من فیلم قشنگی بود...
خلاصه کلام اینکه... به نظر من حقیقت و واقعیت دو چیز متفاوت هستند. آنچه حقیقت است اکثر مواقع در واقعیت دیده نمیشود. واقعیت را اینطور تعریف میکنم: آنچه با چشمانمان میتوانیم ببینیم و با حواسمان میتوانیم حس کنیم... برای همینه که میگن: "چشم دل باز کن که...". جستجوی حقیقت همیشه کار پر مخاطره ای هست. توی فیلما دیدین خیلی وقتها یه آدمی هست که شخص اول فیلم دور دنیا رو سفر میکنه تا بهش برسه و حقیقت رو بفهمه... و اون آدم از دست شخص اول فیلم همش فرار میکنه و از گفتن حقیقت طفره میره! جستجوی حقیقت کار پر مخاطره ای هست... و شاید بشه گفت اکثر مواقع شخص جستجوگر به درک حقیقتی که به دنبالش بوده نمیرسه... اما در طول مسیر چیزهای بسیار زیادی یاد میگیره... به نظر من پیام خیلی از فیلمها و از جمله همین فیلمی که معرفی کردم همینه...
یادتون هست روزنامه های ایران و همشهری صفحه آخرشون گوشه سمت راست بالا معمولا یک جمله از بزرگان مینوشتند. این جمله یادم نیست از کی بود ولی میگفت: جستجوی حقیقت کار بسیار پرمخاطره ای است، همیشه مراقب کسی باشید که ادعا میکند حقیقت را یافته! به عبارت خودم به زبان پرخاشگرایانه! میشه این: همیشه مراقب آن شارلاتانی باشید که ادعا میکند...
پی نوشت: امروز رفتم سیزده به در با بچه های اس اف یو و جای شما خالی پویا راکت تنیس خریده به اندازه ای که از اول عمر تا الان تنیس بازی نکرده بودم تنیس بازی کردم... خیلی حال داد. بعضی از بچه ها رو هم که فرصت نشده بود ببینمشون دیدم... اصولا خوب بود. سیزدهمان هم تا حدود خوبی در شد...


2 comments:
آقا ما چاکریم. یه خورده باید روی یوتیوب نگاه کنم ببینم چه جوری میشه بازی کرد
آره، فکر میکنم با یوتیوب بشه به پیشرفت قابل توجهی رسید
Post a Comment