Thursday, March 19, 2009

عید شما مبارک


دلم تنگ شده برای خیلی چیزهای ریز و درشت. نه از آن دلتنگی های نوع تایمردار که فلانی را خیلی وقت است ندیده ام دلم تنگ شده! نه! کاری ندارم چند وقت است از خیلی چیزها گذشته فقط میدانم دلم تنگ شده... آنقدر که رفتم زیر باران به سبک قدیمها قدم زدم جهت تخلیه قلیان احساس... قدیمها مینوشتم برای تخلیه اش. یک جورهایی عهد نانوشته و ناگفته کرده ام با خودم برای خالی شدن قلیان احساس دیگر ننویسم... حیف تنباکومان تمام شده وگرنه یک قلیان میکشیدیم امشب! یادم است لحظه سال تحویل بوی سرکه می آمد. سال که تحویل میشد آهنگ برره ای میزد... بعد عیدی میگرفتیم. و خیلی چیزهای دیگر که دلم نمی آید اسم ببرم. فکر میکنم بهار سهم همه از سبزی و شادی است. من هنوز از همه بیشتر با همان سبزه ریزه حال میکنم که از لای موزاییک یا بتون دیوار با اشتیاق میزند بیرون. عید شما مبارک.

1 comment:

Anonymous said...

سلام داداش

عید توهم مبارک باشه داداش

همین قلیان احساساتته که منو کشته

فقط بگو چه مدل تنباکویی میخوای تا سه سووت برات بفرستم
.
.
.
.
.
چه غریبانه تو با یاد وطن میخوانی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

میم بده

نه عیدی بده

تو بزرگتری جر نزن

میخوامــــــــــــــت

منو تصور کن که یه ماچ گنده از صورتت کردم که از فشارش پوست صورتت داره ذوق ذوق میکنه

چه شود

داداش ایشالا که سال خوبی رو شروع کرده باشی

مارو هم دعا کن