Saturday, January 10, 2009

!اون نه! ولی یه ریسکی دیگه


درباره قضیه فلسطین و اسراییل خیلی میشه حرف زد. از در و دیوار و از همه چیز. به نظر من اگر بخواییم به دید واقع گرایانه به مسئله نگاه کنیم پای تجربه و آمار و تاریخ میاد وسط. با شرایط موجود و اتفاقاتی که افتاده خیلی سخته به قضیه اینجوری نگاه کردن. مثلا اینکه بگی آیا بهتره هزار نفر آدم در اثر یک جنگ بمیرن و بعد قضیه تموم بشه بهتره یا اینکه سه هزار نفر در اثر صدتا درگیری کوچکتر بمیرن؟ نظر شخص من رو بخوای اصلا به ما چه؟ سر پیازیم یا ته پیاز؟ اگر فلسطینی ها برای ما به همون اندازه که ما بهشون حال میدیم تره خورد میکردن حالا یه چیزی! اما قضیه اصلا اینطوری نیست. من به حد کافی با آدم های فلسطینی برخورد داشتم. اینطور نیست که ایرانی ها رو دشمن خودشون بدونن. اما به هیچ عنوان ما رو از عربستان و مصر و امثالهم دوست تر نمیدونن... چون اولا باهاشون هم زبان نیستیم و دوما باهاشون هم فرهنگ نیستیم. مسلما تشابهات زبانی و فرهنگی زیادی وجود داره اما نه به اندازه عرب با عرب... این قضیه برای ملت ایران منفعتی نداره. برای حکومت ایران چرا!



بیایید دست از نگاه احساسی به مسائل برداریم برداریم. بر طبق یک اصل بدیهی و انسانی هرگونه صحنه مرگ و خونریزی و خشونت ناراحت کننده و ناملایم است. قبول. من بیشتر از همه خودم از دست اسراییل شاکی ام! چرا؟ چون به هیچ اخلاق سیاسی پایبند نیست! اما بیایید کمی آنطرف قضیه رو هم نگاه کنیم:

برای فلسطینی ها فرقی نمیکنه که مصر و عربستان، اسراییل رو محکوم نکردند و ما کردیم. اونها هنوز مصر و عربستان رو دوستان بهتری برای خودشون میدونن. داستان حماس و حزب الله تفاوت داره. هیچکدومشون نماینده مردم کشورشون نیستند و بی شک دست نشانده های جمهوری اسلامی در منطقه هستند. همونطور که حکومت ما نماینده خوبی برای مردم کشور ما نیست... فرض کنید به صورت خیلی تخیلی! که بعد ها در مجمع کشورهای اسلامی قراره سر مسئله جزایر بین ایران و امارات رای گیری بشه. فرض کنید که فلسطین حالا به یک کشور مستقل و قدرتمند تبدیل شده. فکر میکنید فلسطین به ایران رای خواهد داد یا امارات؟ من شک ندارم که به امارات رای خواهد داد...

یک چیز بدیهی رو باید بفهمیم. سیاست یک بازیه و در این بازی کسی که قدرت بیشتری داشته باشه میتونه بقیه رو تحت فشار قرار بده. بحث خوب و بد نیست. مقایسه بر مبنای خوب و بد هم به نظر شخص من بی معنی هست. اما به من اگر بگن حماس و اسراییل و جمهوری اسلامی ایران و آمریکا رو به ترتیب از خوب به بد مرتب کن من میگم: آمریکا (از همه بهتر)، جمهوری اسلامی ایران، اسراییل و در آخر حماس (از همه بدتر). معیار این رده بندی هم از نظر شخصی من چیزی نیست جز پایبندی به حداقلی از اخلاق سیاسی...
ا

ینها همه یک طرف. و اینکه کلی آدم دارن روز و شب کشته میشن یک طرف. خب حالا چیکار کنیم؟ اسراییل رو محکوم کنیم؟ مشکلی رو حل میکنه؟ من کاملا در جریانم که شرایط زندگی اونها چقدر سخته. کاملا در جریانم که بیرون گود نشستن و گفتن که لنگش کن کار جالبی نیست. کاملا در جریانم که آمریکا و کشورهای غربی یک جانبه از اسراییل حمایت میکنند. فکر میکنین اکثریت مردم دنیا این چیزها رو نمیفهمن؟ همه میفهمن. اما یک چیز دیگر هم باید فهمیده بشه. که دنیا نه با قانون یه قل دو قل میتونه اداره بشه. نه همه بچه های خوب و ناز و مامانی هستن. و نه میتونن سر چیزی به توافق برسن...

آمریکا و اسراییل و غرب زورشون از ما بیشتره. با خودزنی و حمله انتحاری چه از نوع فیزیکیش و چه از نوع اقتصادی و سیاسیش مثل جمهوری اسلامی یه بار میشه برد. دوبار میشه برد. بالاخره که چی؟ مثل کسی میمونه که چهارتا چیپ پوکر گذاشته جلوی خودش، یه بار آل این! منطقیه! کار دیگه ای نداری که بکنی. دوبار... سه بار... خب دیگه بسه حالا که موقعیت داری که یه امتیاز بگیری ازش استفاده کن...

همونطور که اسراییل و آمریکا و اروپا جایی که لازم باشه با هم متحد هستند، ایران، اعراب و ترکها که کشورهای خاورمیانه رو تشکیل میدن هم باید بتونن به یک اتحاد برسن اگر میخوان حرف اول رو در منطقه بزنن. متاسفانه شعورش رو ندارن! اتحاد در لایه های مختلف تعریف میشه. ایران و امارات میتونن دعوای سیاسی خودشون رو با هم داشته باشن و هر وقت لازم شد اتحاد خودشون رو هم داشته باشن اما هیچکدومشون شعور این مساله رو ندارن. بی اعتمادی متقابل بین ایرانیها و اعراب جلوی این قضیه رو میگیره. جالبه بدونین که ترکها واقعا از اینکه ایران به ترکیه حمله کنه میترسن!!! یعنی فکر میکنن که ممکنه ایران به ترکیه حمله کنه! در چنین فضایی وقتی آمریکا و اروپا به قدری قدرت دارند که متحد باشند و جلوی اتحاد خاورمیانه رو هم بگیرند راهی جز تسلیم وجود نداره... تلخ اما حقیقته. مردم فلسطین اگر میخوان که به آرامش برسن باید این حقیقت رو قبول کنن که کشوری به نام فلسطین وجود خارجی نداره، دست از مقاومت بردارن و تسلیم بشن... مگر در طول تاریخ کم کشورها به هم حمله کردند و کشورهای هم رو فتح کردند؟ کم کشورها از بین رفتند؟ مگر همین همسایه و رفیق شفیق ما روسیه کم ملت ما رو و خاک مارو چاپیده؟ چطوره که ما خودمون سر این چیزا با روسیه نمیجنگیم؟

و در آخر هم اینکه بخوایم قبول کنیم یا نه عامل اصلی تفرقه میان ایران و اعراب دین هست. پس اگر در این خیال هستیم که با اسلام و کنفرانس سران اسلامی و امثالهم میتونیم کشورها رو به هم نزدیک کنیم در اشتباهیم... باید به این درک برسیم که منافع مشترک دیگری وجود داره که به خاطر اونها لازمه کشورها به هم نزدیک بشن و میزان تاثیر دین رو در روابط کشورها باید به همون آقای تپل ریشو سیا سوخته که میاد قرآن میخونه ملت گریه میکنن کاهش داد!

اعراب و ترکها میتونن به علت خیلی منافع مشترک برای ما متحدین بهتری از روسیه باشن. و این اتحاد میتونه به حل خیلی مسائل منطقه کمک بکنه. اما متاسفانه همینه که هست. شاید در بلند مدت بشه به تغییرات خوبی امیدوار بود اما در حال حاضر به من بگن اسراییل حمله کرده و مردم رو کشته. از یک طرف به عنوان یک انسان وظیفه خودم میدونم که به دوست فلسطینی خودم ایمیل بزنم و باهاش ابراز همدردی بکنم. و از طرف دیگه توی دل خودم میگم: Old News!. جمهوری اسلامی خودش خوب میدونه که با این اتفاق موقعیتش در منطقه متزلزل خواهد شد. اما با این وجود هنوز از آب گل آلود بهره برداری میکنه و مصرف داخلی خودش رو با بستن روزنامه و دستگیری دانشجو و حمله به دفتر شیرین عبادی و پاشیدن بذر نفرت و عصبیت در میان نسل حال و آینده ادامه میده... واقعا شرم آوره اینکه از عوامل اصلی سلب آرامش از مردم کشوری باشی و از بدبختیشون بهره برداری بکنی. واقعا شرم آوره... باید خیلی خوشحال باشیم که به جای آمریکا در حال حاضر ایران قدرت اول دنیا نیست! واقعا باید خوشحال باشیم.

21 comments:

ناخدا said...

کلا میخوای بگی این جمهوری اسلامی این گروه‌ها رو راه انداخته
از روی حماقت
بدون اینکه نفعی برای ما داشته باشه
تهش هم با این کارها به هیچی نمیرسه ، تا اینجا درست

اما در واقع چند تا سوال رو داری با هم جواب میدی
یکی اینکه ما ایرانی‌ها باید چیکار کنیم؟
یکی اینکه این قضیه از کجا آب میخوره؟
یکی اینکه آخر این قضیه باید چی بشه؟

این سوال‌ها رو جواب بده
چرا فکر می‌کنی که با کشتن هزار نفر قضیه تموم میشه؟
چرا فکر می کنی اگه الان هزار نفر کشته نشن، بعدا سه هزار نفر کشته میشن؟
تعریفت از اخلاق سیاسی برای یک کشور چیه؟
حماس یه گروه سیاسی در فلسطینه که شاخه نظامی هم داره. از کجا باید بفهمیم مردم فلسطین هم طرفدارش هستند یا نه؟ انتخابات؟

و در پایان...
چند وقت پیش که اون ایرانیه در کانادا، سینه‌ی باز اون دختر خارجیه رو بوسیده بود یادته
بعد رفته بود تو دادگاه گفته بود که وقتی اون خودش رو میندازه بیرون، نباید توقع داشته باشه که من جلوی خودم رو بگیرم
بعد تو گفته بودی ، حالا این کار رو میکنی بکن، چرا دیگه این حرف رو میزنی

چرا وقتی بحث تجاوز کشورها پیش میاد از همون منطقت استفاده نمیکنی
چرا تجاوز و جنگ اینقدر برات طبیعیه؟
در حد old news
اصلا من نفهمیدم بحثت جمهوری اسلامیه یا این جنگ؟
در این شکی نیست که جمهوری اسلامی گند زده با این سیاستاش
اما اگر جمهوری اسلامی نبود الان هیچ مشکلی اونجا نبود؟
درست که حزب الله و حماس دستپرورده‌ی ایرانن
اما مگه قبل از جمهوری اسلامی ، مبارزین وجود نداشتند؟
"مردم فلسطین اگر میخوان که به آرامش برسن باید این حقیقت رو قبول کنن که کشوری به نام فلسطین وجود خارجی نداره، دست از مقاومت بردارن و تسلیم بشن..."
چرا باید این رو بپذیرن؟ چون زورشون نمیرسه؟
پس به طور کلی میگی هر کی زورش کمتره باید خفه شه
پس منظورت از اون اخلاق سیاسی چی میشه؟

میم. ح. میم. دال said...

من حالا سعی میکنم یکی یکی جواب بدم
-------------

اینکه ما ایرانیها باید چیکار کنیم؟
قضیه از کجا آب میخوره؟
آخرش چی میشه؟

جواب به همش اینه که من از کجا بدونم! من در حدی میدونم که حماس دست نشانده جمهوری اسلامیه و شیطنت میکنه و اسراییل هم اصلا از این قضیه خوشحال نیست همین. آخرش هم به این سادگیها نمیشه فهمید چی میشه. ما ایرانیها هم باید درک کنیم که ما در ایران زندگی میکنیم نه فلسطین. خیلی خواستیم مرام بذاریم یک جشنواره عکسی، نقاشی چیزی راه بندازیم و خلاص

---------------------------

من هرگز نگفتم اگر هزار نفر کشته بشن قضیه حل میشه... فقط خواستم مثال بزنم که وقتی جون ملت در میونه نمیشه خیلی راحت از آمار حرف زد همین. شاید بد گفتم

--------------------------

داستان حماس و مردم فلسطین یه چیزی مثل داستان احمدی نژاد و ایران میمونه. تا جایی که من باهاشون حرف زدن میگن ملت گفتن فتح فساد مالی و اینا داره اینبار با حماس رای دادیم بدتر گند زد به همه چی

--------------------------

در مورد آقای برست کیسر و این حرفا اولا که مسئله اخلاقیات شخصی رو اصلا نمیشه با قضیه سیاست بین المللی مقایسه کرد. مسلما من معتقدم که اخلاقیات چیز خوبی هست. اما در کل این متن سعی کردم که بگم در حیطه سیاست داستانش تفاوت میکنه. کسی شک نداره که اسراییل داره کار ضایعی میکنه و زورگویی میکنه! اما زورش میرسه میکنه! ما هم هر وقت زورمون رسید حالشو بگیریم. اگه نمیرسه اینو قبول کنیم

------------------------

من گفتم اگر مردم فلسطین میخوان به آرامش برسن باید قبول کنن و تسلیم بشن. اگر نه و دلشون میخواد برنامه همین باشه و آرمانگرایانه به مسئله نگاه کنن بازم به من و باقی ملت ایران ربطی نداره. هر کاری خواستن بکنن

----------------------------

شدیدا معتقدم اگر جمهوری اسلامی نبود مسئله فلسطین بسیار ساده تر از این میشد. مگه الان اسراییل به فتح که در کرانه باختری هست حمله و تجاوز و اینا کرده؟ مسئله حماس و حزب الله هستن که واضحه از جمهوری اسلامی تغذیه میشن. حماس خودش ید طولایی در آدم کشی و قتل داره و کشته شدن امثال اینها من رو به هیچ وجه ناراحت نمیکنه. بازم میگم مردم فلسطین از حماس جدا هستند

-------------------------

منظورم از اخلاق سیاسی اینه که به یک چیز یا متعهد نشی یا اگر شدی مثل آدم بشی. مثل قضیه حقوق بشر و ایران. یا حماس که زیر زیرکی موشک میزنه و اینا و وقتی حکومت رو میگیره شروع میکنه به کشت و کشتار فتح

میم. ح. میم. دال said...

این رو هم بگم که نمیگم فلسطینی ها بی هیچ قید و شرطی تسلیم بشن. مسلما این کار احمقانه ای خواهد بود. اما تا جایی که میشه باید کوتاه اومد. من از نزدیک شاهد تاثیرات این وضعیت زندگی ناآرام بر شخصیت و روح و روان فلسطینی ها بودم. به شدت عصبی و تندخو هستند. این در شرایط سخت طبیعی هست. همونطور که امثال ما وقتی مورد هجوم لباس شخصی ها قرار میگیرن عصبی و تندخو میشن! برای آرامش نسل اینده اون کشور خیلی بهتره که این اتفاق بیفته و من معتقدم در این صورت اسراییل هم تا حد خوبی دست خواهد کشید

ناخدا said...

اون موقع که حماس تو انتخابات رای آورد که همه‌ی دنیا دهنش رو صاف کردند
حالا از یک گروه که حتی وقتی توی انتخابات رای میاره، هیشکی به رسمیت نمیشناستش
توقع داری چقدر پایبند به اخلاق سیاسی باشه
قطعا در مورد دولت‌ها و گروه‌ها نمیشه یه جور حرف زد
تو وقتی بزنی تو سر و کله‌ی یه بچه، اون هم از خشم به همه طرف لگدپرانی میکنه
+
همه انتخابات‌های دنیا اینجوریه که مردم از یه سری بدشون میاد به اون یکی رای میدن
خاتمی و احمدی نژاد جفتشون اینجوری رای آوردن
+
در مورد درگیری فتح و حماس هم اینو بخون
http://zamaaneh.com/analysis/2007/08/post_367.html
با اینکه بسیاری از مردم فلسطین با پیمان اسلو مخالف بودند، اما جنبش آزادی‌بخش فلسطین در آن هنگام از قدرت زیادی برخوردار بود و توانست این پیمان را به بخش گسترده‌ای از مردم تحمیل کند. در این موقعیت حماس همچنان علیه اسراییل عملیات انجام می‌داد. حماس این حملات را حق مشروع مقاومت می‌داند. در این هنگام فتح (که کنترل تشکیلات خودگردان را در دست داشت)، تحت فشار اسراییل و آمریکا، بسیاری از رهبران و فعالان حماس را زندانی کرد و بسیاری از این افراد آن نیز در آن دوران (به دست افراد فتح) شکنجه شدند.
از این رو از یک سو فتح یا همان مقامات فلسطینی که به‌خاطر اسراییل دستشان خالی بود و مردم هم بیشتر افراطی می‌شدند؛ چراکه از یک طرف شاهد بمباران و کشتار روزانه اسراییل بودند و از طرف دیگر فتح هم به‌طور کامل ناتوان بود و هیچ دستاوردی نداشت. به این ترتیب حماس رفته‌رفته به‌عنوان جایگزین سازمان آزادی‌بخش فلسطین و فتح مطرح شد.
به‌لحاظ جغرافیایی نوار غزه و کرانه باختری به‌دست اسراییل از یکدیگر جدا شدند. در غزه هواداران حماس بسیار بیشتر از کرانه باختری هستند
+
اینکه میگی بین افراد و بین دولت‌ها، اخلاق معنی متفاوتی میده از کجا میگی؟
این جهش تحلیلی رو بر چه مبنایی استوار میکنی؟
چون مثل داخل مرزهای یک کشور، پلیس و دادگاه در سطح جهانی نداریم که قوی باشه و تا حدودی عادل؟
پس حرفت اینه
"چون نیست، پس نباید باشه"
چون تا حالا زور بوده، تا همیشه هم باید زور باشه
+
اینم بخون
http://mimodona.wordpress.com/2009/01/09/what-you-dont-know-about-gaza/
شاید سخنان افشاگرانه ی موشا یالون در سال 2002، که در آن زمان سرپرست نیروهای دفاعی اسراییل بود، جالبتر باشد. وی گفت:
فلسطینیها باید مجبور به درک این حقیقت با گوشت و پوستشان شوند که آنها بی تردید مردمانی شکست خورده هستند.
+
مشکل اساسی اینجاست که اسرائیل در همون مرزهای 1948 خودش نیست
اگر اونجا بود و فلسطین هم سر جای خودش ، من هم با تو هم عقیده میشدم که اسرائیل رو بپذیرن
و به فکر نابودیش نباشن و کنار هم زندگی کنن

Anonymous said...

salamaleykom

khob ma ke aghlemoon be in harfa ghad nemide
haminke toonestim biyayim too va bekhoonim baramoon eftekhariye

daste shoma dard nakone estefade kardim
albate age edame dashte bashe bahs peygiri ham mikonim

dar zemn bebakhshid fingilishe
systeme doomademoone farsi nadare nefle

mokhlesim

میم. ح. میم. دال said...

به نظر من کاملا بدیهیه که اخلاق شخصی در حیطه سیاسی نمیتونه اجرا بشه. چون اصولا حتی اگر همه مردم دنیا قبول کنند که اخلاق چیز خوبیه حتی در حیطه شخصی خودشون خیلی ها اون رو در رفتارشون لحاظ نخواهند کرد. حالا چطور میخوای از همه کشورها توقع داشته باشی که اخلاقی رفتار کنند. با چه ضمانت اجرایی؟ تنها چیزی که هست یک سری معاهده و توافق نامه و اینها هست که به نظر من بیشترین توقعی که میشه داشت اینه که در ظاهر کشورها به اون پایبند باشند. بابا اگر بشر قرار بود مثل آدم رفتار کنه که خدا پیامبر نمیفرستاد!!! هستند کشورهایی الحق و والانصاف که بسیار گوگولی و مامان هستند از جمله نروژ و سوئد و سوییس و کانادا و ... که کمند
------------------
قضیه فلسطین و اسراییل هم گفتم میشه خیلی حرف زد. شخص من معتقدم که هم صهیونیست ها آدم های کثافتی هستند و هم مسلمانان افراطی از جمله حماس و حزب الله. همونطور که اسراییل آدم بی گناه میکشه، حماس هم با حمله انتحاری آدم بیگناه میکشه و بعد توجیه میکنه که هر آدمی یک وقتی میمیره! اینها هم حالا وقت مرگشون بود!!! واقعا این رو میگن ها
-------------------

این ما نیستیم که تعیین میکنیم اسراییل باید به مرزهای کی برگرده. چون اسراییل داستانش اندکی با نروژ و سوئد و کشورهای این قبیل تفاوت داره و به چیزی پایبند نیست. در چنین شرایطی یا همه دنیا از دست اسراییل شاکی میشه و مجبورش میکنه. یا نه و مثل شرایط حاضر اسراییل، یک کشور کوچک و زورگو و تک رو موفق میشه همه دنیا رو با ذکاوت با خودش همراه بکنه. در چنین شرایطی موازنه قدرت هست که تعیین میکنه چه اتفاقی خواهد افتاد
-------------------

از نظر من اولویت اول تمام شدن جنگ هست

-------------------

درباره قضیه فتح و حماس هم پس حماس گویا حکومت را گرفت که عقده دیرینه خودش از فتح رو خالی بکنه نه اینکه با اسراییل بجنگه

وقتی فتح و حماس خودشون به عنوان دو تا گروه خرده پا با هم کنار نمیان چطور توقع بیشتر داریم

-------------------

قضیه اصلا آزاد سازی فلسطین و خاک و کشور و این حرفها نیست. در حال حاضر قدرتهای منطقه یه زمین خاکی پیدا کردن که هروقت خواستن بگن بیا حیاط پشتی دوئل کنیم! و دودش هم میره تو
چشم مردم فلسطین

-----------------

این رو بگم که من با صاف کردن دهن حماس و ملتی که بهش رای داده از نظر سیاسی و اقتصادی هیچ مشکلی ندارم. بقیه اش به ملت فلسطین مربوط میشه و مسلما تا زمانی که سرشون به کار خودشون باشه مجوز جنگ و خونریزی به کسی نمیده. اما ملتی که به حماس رای میده باید بفهمه عواقب کار خودش رو. اگه نمیفهمه باید بهش فهموند. مثل ملتی که به احمدی نژاد رای میده. به نظرم داستان خیلی ساده است. آقا دنیا با حماس و تیریپ حماس حال نمیکنه. چطور میگی به رسمیتش بشناسه؟

Anonymous said...

ديدت تا حدي معامله گرايانه بود و من اين رو در ك نميكنم. گيرم فلسطيني ها تره هم واسه آدم خورد نكنن... گيرم حالشون از هر چي ايرانيه بهم بخوره... اين نميتونه هيچ توجيهي باشه واسه اينكه اگر زدن قتل عامشون كردن ما بگيم خوب به ما چه! اونا كه از ما خوششون نمياد.
يكي يه روزي بهم گفت اين فلسطيني ها فلانند و بهمانند و اين باعث ميشه من وقتي ميشنوم يكي داره اينطوري ادبشون ميكنه يك كم دلم خنك بشه. شما فكر كن. نه فكر كن ديد آدمي تا چه حد ميتونه واكنشي باشه... من روزي كه اون حرفو ازون آدم شنيدم سوختم. جدن سوختم.

Anonymous said...

منم با نوح موافقم درينكه اصولن مساله جمهوري اسلامي توي اين بحث يه چيز زائده. به قول خودت بهتره احساسي به قضيه نگاه نكنيم. آخه چه اهميتي داره فلسطين با ايران باشه يا نباشه.
ولي با ديدگاهت در مورد نحوه برخورد يا بهتر بگم نتيجه گيري بحثت موافقم.
فكر كنم اگر يه تايتل واسه بحثت انتخاب ميكردي بهتر ميشد نظر داد. آخه شايد موضوع اين نوشته اصلن فلسطين و بلايي كه داره سرش مياد نبود. شايد موضوع اصلي ذهن تو تاثير ديدگاههاي ديني جمهوري اسلامي بر رويكردهاي سياسي اين نظام بود.

میم. ح. میم. دال said...

دید ما ایرانیها نسبت به مسئله فلسطین عمدتا از تصویری که جمهوری اسلامی از اوان کودکی تا حالا به ما ارائه داده نشات میگیره و ارتباط جمهوری اسلامی به مسئله از اینجا میاد وسط. اصلا اینکه قضیه فلسطین برای ما ایرانیها اینقدر مهم و موضوع بحث شده از اینجا میاد وسط. جمهوری اسلامی مسائل رو بر اساس منافع خودش بازتاب میده. مثلا در ذهن همه ما اینکه مقاومت مردم فلسطین باید وجود داشته باشه یک اصله! در صورتی که نظر اعراب، بسیاری از مردم خود فلسطین بخصوص قشر تحصیل کرده اونها این نیست... من هم به مساله ای پرداختم که به ما مربوط میشه. من قبلش هم گفتم خودم با فلسطینی ها دوست بودم. مسلما هرگونه ناملایمت در زندگی اونها من رو ناراحت میکنه و نسبت بهش بی تفاوت نیستم. اینطور به قضیه نگاه کنیم من با دوست شما مخالفم. اما حماس هرچقدر ضربه بخوره من نه تنها ناراحت نمیشم بلکه بسیار هم خوشحال میشم. برخلاف تصویری که جمهوری اسلامی ارائه میکنه حماس یک گروه شهید پرور متشکل از انسانهای وارسته و آزادی خواه نیست. حماس در دید من تشکلی از انسانهای ناراحت و عقده ای، ماجراجو و قدرت طلب هست که نه تنها خودشون مریض هستند بلکه دارند مرض خودشون رو به مردم عادی فلسطین هم انتقال میدن. متنی که من نوشتم مجموعه ای از حرفهایی بود که هر کدوم به هم مربوط هستند و درباره هر پاراگرافش میشه خیلی بیشتر حرف زد من سعی کردم یک خلاصه از هر کدوم رو اینجا بیارم. بیشتر حرفهایی هم که زدم نتیجه صحبتهای شخصی من با آدمهای مختلف بوده و حسی بوده که نسبت به اون آدمها داشتم. ما ایرانیها واقعا چه لزومی داره که نسبت به قضیه فلسطین اینقدر حساس باشیم؟ جز این است که جمهوری اسلامی با توجه به منافع خودش نسل ما رو اینطور بار آورده؟

ناخدا said...

من اصلا نمیخوام بگم که مقاومت باید باشه یا نباید باشه
من اصلا بحث هنجاری نمیخوام بکنم
ولی میگم این مسئله در ذات خودش، مقاومت برداره.
حالا میگی خیلی از فلسطینی‌ها موافق نیستند
خب خیلی‌هاشون هم موافق هستند
مطمئمن باش اگر سی سال پیش در ایران جمهوری اسلامی نمیومد
باز هم مقاومت تا همین امروز ادامه داشت
و چه بسا شدیدتر از این
عرب‌ها از ترس ایران بعد از انقلاب ، این همه به امریکا و اسرائیل رو آوردن
عرب‌ها از ایران خیلی بیشتر از اسرائیل میترسن
اگر ایران انقلاب نمیشد و هنوز هم با اسرائیل بود
حماس طرفدارای جدیتری در میان اعراب میداشت
++
اما در مورد اخلاق
اخلاق یعنی خویشتن داری
فرقی هم نداره که در سطح افراد باشه یا در سطح سیاست
اگر میگی امریکا اخلاقی سیاسی داره
حتما منظورت اینه که با این همه قدرتی که داره ولی هر کاری نمیکنه
میگی: "حالا چطور میخوای از همه کشورها توقع داشته باشی که اخلاقی رفتار کنند."
به همون دلیلی که از آدم‌ها میخوای که اخلاقی رفتار کنن
حالا چرا دولت‌ها اخلاقی رفتار نمیکنن
چون آدم‌ها هم اخلاقی رفتار نمی‌کنن
بحث اخلاق جدای از ضمانت اجراییه
++
و اما این جمله‌ات:
"وقتی فتح و حماس خودشون به عنوان دو تا گروه خرده پا با هم کنار نمیان چطور توقع بیشتر داریم
"
باز بر میگردیم به قضیه‌ی بریست کیسر
پس در اون قضیه تو باید این حکم رو صادر کنی:
هر کی سینه‌اش بیرون بود، هر کسی دیگری میتونه بهش تجاوز کنه، تقصیر خودشه دیگه
++
"آقا دنیا با حماس و تیریپ حماس حال نمیکنه. چطور میگی به رسمیتش بشناسه؟"
پس قبول داری که برای دنیا دموکراسی مهم نیست
مهم اینه که همه یه جور باشن و هیچ صدای مخالفی در نیاد؟
اگر نظرت اینه - که حتما اینه- پس قبول کن در چنین دنیایی بنیادگرایی هیچ وقت تموم نمیشه
پس مقصر بنیادگرایی هم همه‌ی قدرتمندان عالم هستند
نه اونایی که نمیخوان به قدرت اونا تسلیم بشن

ناخدا said...

http://manib.blogfa.com/post-535.aspx

این هم بخون
"مبارزان حماس در چشم فلسطینی‌ها غریبه نیستند٬ بلکه فرزندان هر خانواده‌ای در نوارغزه و در دیگر نواحی فلسطین هستند. آن‌ها خود را در "میان مردم" پنهان نمی‌کنند٬ مردم در آن‌ها به چشم مدافعین خود

می‌نگرند. به این خاطر کل عملیات اسرائیل روی حدسیات پوچ بنا شده است."

میم. ح. میم. دال said...

در مورد بحث اول که مقاومت هست خب مسلما بحث ما نمیتونه خیلی دقیق باشه. نمیتونیم بگیم اگر اینطوری نمیشد چی میشد. چون اتفاقات دنیا کلا طبق یک روال اتفاق می افتند و هیچکدوم از سناریو های موازی که ممکن بود پیش بیان اتفاق نمی افتن

Something close but directly irrelevant to the discussion: Donnie Darko is a good movie! Everybody loves its music and the song and yet I know very few people who have seen it (All around me are familiar faces, worn out faces, worn out places... and I find it kind of funny kind of sad... when people run in cirles! it's a very very mad world!)

در باب تاثیر جمهوری اسلامی بر مبارزات در فلسطین من خودم بارها از تلویزیون جمهوری اسلامی شنیدم که مقامات میگن تا پیش از انقلاب نوع مبارزات متفاوت بود و اونها با الگوگیری!!! از انفلاب اسلامی نوع مبارزات خودشون رو تغییر دادند. معتقدم که اعراب اشتباه میکنند که از جمهوری اسلامی بیش از اسراییل میترسند اما باید قبول کرد که حق دارند تا حدی از جمهوری اسلامی هراس داشته باشند. اما نه بیش از اسراییل

-----------------

فکر میکنم با پیگیری داستان برست کیسر میخوای به مفهوم تجاوز اشاره کنی و اینکه در ذات خودش کار غیر اخلاقی و ناپسندی هست حالا از طرف شخص یا گروهی صورت بگیره. که من اینو در بست قبول دارم. اما این رو باید در نظر داشت که اخلاق به عنوان یک مفهوم کلی چیز خوبی هست اما باهاش به جایی نمیشه رسید به دو دلیل: ا) ملت ها تعریف واحدی از اخلاق ندارند. 2) به فرض اینکه داشته باشند باز هم اینکه کاری مصداق یک کار غیر اخلاقی هست یا نه کار ساده ای نیست. به همین دلیل بحث قانون مطرح میشه به عنوان دستاویزی که باهاش میشه در هر جامعه ای ثبات ایجاد کرد. برگردیم به بحث برست کیسر. فرض کن اون اتفاق در کشوری می افتاد که دختره نمیتونست شکایت خودش رو مطرح کنه و برنده بشه و به همین دلیل تشخیص میداد که در عوض محکم با لگد بزنه وسط پای پسره! که غلط بکنه دیگه از این کارا بکنه. در این شرایط به نظر تو دختره هم تقصیر کار نمیشد؟ و فرض کن به علت تاثیر بد روحی اون مسئله دختره از اون به بعد هر پسری میدید یک راست گلد میزد وسط پای پسره! در این مثال با بحث اخلاق به کجا میشه رسید؟
--------------------

من با واژه بنیاد گرایی زیاد آشنایی ندارم! اما اگر نقطه مقابل دموکراسی هست، آره موافقم که "گاهی" وقتها بهتر از دموکراسی هست

--------------------

مسائل اینچنینی مطمئن باش اگر از درون خودشون پیچیده نبودند تا حالا حل شده بودند. با یک مقاله و دو مقاله و اینها چیزی به دست نمیاد. بخصوص با پوشش خبری ضعیفی که از اتفاقات داریم. اصلا این قضیه رو بگذار کنار. بحث شیعه و سنی مگر نیست؟ به قدری مطلب به ما خورانده اند که شیعه بر حق است و سنی باطل که نگو و نپرس! برای یک ایرانی این کاملا سواله که با این وجود سنی ها چرا سنی هستند؟ مگر اینها رو نمیدونن؟ سنی ها هم دقیقا دقیقا دقیقا در شرایط مشابه ذهنی قرار دارند. این نشون میده که قضایا به قدری پیچیده هست که نمیشه به این سادگی درباره اونها صحبت کرد. باید یک جایی ربط خودمون رو به مسائل ببریم و بر اساس دید فعلی تصمیم بگیریم. راه دیگری تا جایی که من میدونم وجود نداره

--------------------

در باب محبوبیت حماس هم بگم که احتمالا من میتونم هزارتا سایت و مدرک پیدا کنم که بسیج دانشجویی و غیر دانشجویی و سپاه پاسداران و انصار حزب الله هم در ایران به همون حد محبوب هستند

--------------------

سریع میری به دنبال نتیجه گیری از بحث و پیدا کردن مقصر. من با این مخالفم. به نظر من مقصری این وسط وجود نداره. فرض رو بیا بگذاریم بر این که اسراییل با خشونت بسیار و کاملا ناجوانمردانه فلسطین رو اشغال کرده (که خب خیلی ها معتقدند اینطور نیست!) آیا این به نسل آینده کودکان اسراییل که اونجا متولد شده اند و هیچ ربطی به قضیه نداشته اند هم مربوطه؟ فرض کن تو در یک کشوری به دنیا اومدی و وقتی سی ساله شدی یکی بیاد بهت بگه آقا سند اینجا رو ما داریم شما باید اینجا رو ترک کنی! قبولش برای تو راحت خواهد بود؟ آیا تو نسبت به جایی که متولد شدی حس وطن نداری

---------------------

همه اینها بحث رو از اخلاق فراتر میبره. من حتی در روابط شخصی خودم هم روی اینکه طرف مقابلم اخلاقی رفتار خواهد کرد اصلا حساب نمیکنم. کما اینکه انسانها ( علی الخصوص ایرانیها و اعراب!) در بخش بزرگی از زندگی روزانه خودشون اخلاقی رفتار نمیکنند. فکر میکنم روی این قضیه توافق نداریم. چیزی که باعث میشه انسانها رو در روی هم قرار بگیرن رو بهش میگم
Conflict of Interests
در چنین شرایطی مسلما هر دو طرف برای خودشون به حد کافی دلیل قانع کننده مبنی بر اخلاقی بودن کارشون دست و پا خواهند کرد
----------------------

خیلی جالبه که تعداد زیادی از فیلم های هالیوود این روزها دارن قشنگ به سمت بیان همین مطلب میرن. تمایز دادن بین خوب و بد در هیچ حیطه ای کار چندان آسانی برای یک شخص یا گروه نیست حالا چه برسه به عمل کردن بر اساس خوب و بد. رجوع میکنم به آیه ای از قرآن

إن تتقوا الله يجعل لكم فرقانا

نشون میده که در حالت عادی این کار خیلی ساده ای نیست

-------------------

در آخر نمیدونم وضعیت یوتیوب تو ایران الان چه جوری اما در باب حماس مشاهده ویدئو زیر هم خالی از لطف نیست

http://de.youtube.com/watch?v=y9_LatFA_hA

امیدوارم که بشه دیدش به هر صورت. این هم یک نحوه دید هست که با سانسور خبری شدید در ایران مسلما منعکس نمیشه

ناخدا said...

من هم دقیقا منظورم از اوردن اون مقاله‌ها این بود که
قضیه به این سادگی که تو میگی نیست
قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست
واسه همین من هیچ پستی راجع به این مسائل تو وبلاگم نذاشتم
چون قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست
که با دیدن و دوست بودن با چند تا فلسطینی بشه بهش رسید
اگر یه خارجی به چهار تا ایرانی دوست باشه ، کاملا بستگی داره اون چهارتا کیا باشن که نظرش راجع به ایران چی بشه
http://bahmanagha.blogspot.com/2009/01/blog-post_11.html
+
من از نظر فلسفه‌ای که پشت نوشته‌ات بود باهات کاملا مخالفم
اما داده‌هایی رو که دادی هیچ کدوم رد نکردم
فقط خواستم بگم چیزای دیگری هم هست
منظورم از اون فلسفه، طبیعی بودن زور و ناحقیه که توی نوشته‌ات موج میزنه
تو یا قبول داری دنیا الان خوبه یا نه
اگر نه ، پس راهش این نیست که هر چی توشه طبیعی بدونی
اصلا یه کاری که همه‌ی قدرتمندان می‌کنن، چه در ایران و چه در دنیا
اینه که هر کاری میکنن رو طبیعی جلوه بدن

باز هم میگم
منظورم این نیست که من و تو میتونیم کاری بکنیم یا نه
ما فقط داریم حرف میزنیم
حداقل در همین حرف زدنمون، مجبور نیستیم همه چیز رو قبول کنیم
هر چی بهمون تحمیل میشه در این دنیا
+
از نظر تو که حرفای جمهوری اسلامی همش تبلیغاته
حالا چرا سر موضوع مبارزات حرفشون رو باور می‌کنی که تا قبل از اون مبارزات متفاوت بوده؟
+
نتیجه گیری و پیدا کردن مقصر که کاری بود که تو انجام دادی
اما اون چیزی که من گفتم
مثل تصادف می مونه که در هر شرایط اونی که از پشت زده مقصره
من هم میگم اونی که اول زده مقصره
اونی که اول اشغال کرده - کشور راه انداخته مقصره
حالا اگر این نتیجه گیریه
آره نتیجه گیری کردم
+
قبول من هم میگم با اخلاق به جایی نمیشه رسید
فقط خواستم بگم تجاوز، تجاوزه
خودت هم اینو گفتی
میخواستم بگم وقتی راجع به اون اینجوری قضاوت می‌کنی
راجع به این هم باید همونجوری قضاوت کنی
و این مستقل از الزامات عمل و ضمانت اجراست
+

Anonymous said...

چقدر سر این موضوع با شما هم عقیده هستم. دیروز که سر کانال تلویزیون با خواهرم دعوام شد- از بس که لحظه به لحظه اخبار غزه رو دنبال می کرد- بهش گفتم این که مردم بی گناهی دارن کشته می شنو اینکه هر انسانی صرف نظر از دین و نژاد حق زندگی داره به کنار، کاری که جمهوری اسلامی از طریق رسانه ها انجام می ده شرم آوره....یعنی ما هیچ مسئله مهمی توی کشور خودمون نداریم که اولین عنوان خبری باید اخبار غزه باشه؟؟؟ ...ضمن اینکه قطعا این پوشش خبریکه باب میل جمهوری اسلامیه ، همه چیز رو نشون نمی ده

میم. ح. میم. دال said...

به نوح

من از ابتدا به هیچ عنوان و در هیچ جای متن نگفتم که مساله ساده هست. حرف کلی من این هست که رویکرد حماس همه چیز رو خراب تر میکنه آخرش هم به جایی نخواهد رسید پس باید به دنبال راه حل های بهتر بود چیزی هم که گفتم خیلی حرف خامی نیست مدتهاست دارن روش کار میکنن. در همین حد کلی

------------------

بحث اینکه مجبوریم قبول بکنیم یا نه بر میگرده تا حدودی به همون بحث حقیقت و واقعیت یا به قول حامد ایده آل گرایی و واقع گرایی که در حالت کلی نمیشه گفت ایده آل گرایی محض بهترین کاره. شاید موفق ترین نمونه مبارزات این چنینی مبارزه سیاه پوستان آمریکا هست که خب شخصیت رهبرشون رو مقایسه کن با نخاله های حماس

----------------

چیزهایی که من گفتم لزوما حرف خودم نیست. راه حلی هم که میگم تا حد خوبی چیزی هست که از یک برنامه مربوط به فلسطین و کتابی که یک تحصیل کرده فلسطینی در باب قضیه نوشته بود دستگیرم شده. اصولا فکر میکنم قبول داشته باشی که قشر تحصیل کرده میتونن به نتایج بهتری برسند اگر رهبری رو به عهده بگیرند. من با مقاومت مشکلی ندارم. نوع مقاومت لزوما فیزیکی نیست

-------------------

خودت زمانی که مجبور شدی تصمیم بگیری در مورد مقصر در داستان برست کیسر رفتی سراغ قانون رانندگی! یعنی سعی کردی یک راه حل قانونی برای پیدا کردن مقصر پیدا کنی. کما اینکه حتی در حالت رانندگی هم مقصر لزوما کسی که از پشت زده نیست اما مقصر شناخته خواهد شد چون قانون اینه! پس این نتیجه گیری یک نتیجه گیری اخلاقی نیست به هیچ عنوان

--------------------

در مورد اصل اینکه آیا تجاوزی صورت گرفته یا نه شبهه جدی وجود داره. من اطلاع کافی ندارم و ترجیح میدم چیزی نگم

-------------------

در میان همین قدرتمندان غرب من توی کانادا خودم شاهد بودم که به فلسطینی ها همه جور موقعیت و اجازه اعتراض قانونی بدون هیچگونه تبعیض رو میدن. فکر میکنم جای بسی تقدیر داره. کاری که جمهوری اسلامی و امثالش عمرا اجازه بدن

-------------------

من برداشتم از حرفهات اینه که با سیاست خارجی احمدی نژاد هم کاملا موافقی

-------------------

به نرگس: کدام نرگس؟ من هم موافقم ایران بهتره تا جایی در قضیه دخالت کنه که بهش مربوط میشه

ناخدا said...

به هر حال من با خیلی حرفایی که میزنی موافقم
خیلی هاش هم چون تو میگی قبول میکنم
نتیجه‌ی حرفای من این نمیشه که با سیاست خارجی احمدی نژاد موافقم
چون راه نظر تا عمل، یه راه مستقیم نیست

ناخدا said...

به هر حال بحث خوبی بود
یه جاهایی اگه تند رفتم ببخش
به نرگس: کدام نرگس؟ خیلی طبیعیه که این جور اخبار در همه جای دنیا در صدر اخبار باشه. مثل همون حمله به مرکز هتل در هند. که البته این دومی در ته اخبار ایران قرار داشت

میم. ح. میم. دال said...

من هم تشکر میکنم آقا. من اصولا انرژی بحثم زیاده! هر چند وقت یکبار یکی باید منو دشارژ کنه :دی

فکر میکنم اصولا با اون جمله آخری که در کامنت یکی مونده به آخر گفتی برخی از اختلافات در باب این مسئله به این خاطر است که من کلا هرچی از اول تا حالا گفتم درباره عمل بوده و تو هرچی گفتی در باره نظر بوده. سعی میکنم اگر فرصتی دست داد نکاتی کلی رو از بحث بیرون بیارم و به عنوان یک پست جداگانه پست کنم، بازم ممنون

Anonymous said...

سلام.
بحث تو و سلمان خیلی باحال بود
منم در عالم عمل با تو موافقم یعنی اینکه زندگی فلسطینیها خیلی بهتر از این میشه اگر مقاومت با تفنگ رو کنار بگذارند تو دنیایی که قانون رو زور دار مینویسه.
هیچ بحثی نیست که کارهایی که اسراییل میکنه کاملا غیراخلاقیه ولی راه حلی که از روش حماس بر میاد به هیچ وجه بهترین راه حل نیست.

هر کسی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه. ما هم فعلا فعلاها باید پای لرز اشتباهات انقلاب ۵۷ و احمدی نژاد باید بشینیم.

Anonymous said...

یه چیز دیگه هم اینکه کانادا تنها کشوری بود که به
قطعنامه کمیته ی حقوق بشر سازمان ملل در مورد غزه رای منفی داده.

http://www.iht.com/articles/ap/2009/01/12/news/UN-UN-Gaza-Rights.php

میم. ح. میم. دال said...

آره همه کف کردن از این قضیه. منم راستش تعجب کردم. دولت جناب هارپر هست دیگه! اما در مجموع بازم جالبه که در داخل خاک کانادا با فلسطینی ها حتی در دولت هارپر بدون تبعیض برخورد میشه. فکر میکنم اصولا رای منفی دادن که زیاد تابلو نشن!!! در اخبار نگاه میکردی کلی فلسطینی نشون میداد که پاسپورت کانادایی داشتن و در غزه گیر کرده بودن