Sunday, September 7, 2008

شکایت صدای ما پیش شما



از حوصله تنگ کوچه ها خارج است
از حوصله تنگ من هم
همین حرفهایی که نمیزنم
و همه را تا با اشتیاق میرسند قورت میدهم
چنان توی ذوق حرفها میزنم!
وقتی فرار میکنند
خط میزنم روی کاغذ که باز نگردند
باز سلام میکنند!
-------
اینکه غروبها دل ما تنگ است
از دلتنگی غروب ها نیست
از سرخی آسمان هم نیست
سرخی آسمان هم اصلا از دلتنگی ما نیست!
حتی حرفهایی که نمیزنیم اصلا از جنس این چرندیات نیست
که سرخی آسمان را ببندد به ناف دلتنگی ما!
نه...
اینکه غروبها دل ما میگیرد
از دلتنگی غروب نیست
دلتنگی ها غروب حوصله میکنند
سلام میکنند، سر میزنند
آهسته، آهسته
با همان نگاه عاقل اندرسفیه
که هر روز نثار خودم میکنم
نگاهشان میکنم، خط میزنم
خط، خط
باز از زیر خطها سلام میکنند
-----
فرقی هم مگر میکند؟
مادری دیروز غروب
چیزی زمزمه میکرد در گوش نوزادش
که لالایی نبود
صدایش حتما به جایی خواهد رسید
صدای من اما
از زیر خطها سلام میکند
باز خط میکشم
باز تکرار میکند
حتی همه خطها را ادعا میکند!
میمانم بی پناه پیش صدا و خطهای خودم
سکوت میکنم... فایده ندارد!
شکایتش را اینبار دم غروب پیش شما آورده ام!

2 comments:

Anonymous said...

آقا چرا شما هروقت يه نوشته ي باحال ميذاري من نميتونم براش كامنت بذارم

دهنم سرويس شد تا بالاخره باكس كامنت باز شد!!

با يه تيكش خيـــــلي حال كردم عجيب

اصلا قصه ي اين حرفهايي كه ميزنيم با اون حرفهايي كه نميزنيم خيلي برام جالبه

يا بهتر بگم اون حرفايي كه ميخواييم بزنيم ولي وقتي ميزنيم ميبينيم اوني نشد كه ميخواستيم بزنيم

يا بهتر تر بگم اون حرفايي كه اگه نزنيم خيلي بهتر از اينه كه بزنيم

ميدوني شايد اون جمله ي شريعتي كه ميگه ارزش هركس به اندازه ي حرفهاييست كه براي نگفتن دارد و چه و چه خيلي كليشه اي شده باشه و ملعبه ي دست هر ننه قمري

ولي اونايي كه معني و مفهومش رو گرفتن خوب ميدونن چي گفته

آقا اصلا اينايي رو كه گفتم رو بيخيال

قلمتو عشقه

نوشتي عجيب نوشتني اين دفعه

مخلصيم

میم. ح. میم. دال said...

مرسی از کامنتت و اینهمه محبت علیرضا جان. من با اون جمله تا حد خیلی خوبی موافقم و فکر میکنم -همونطور که فبلا هم گفته بودم- اون حرفها رو میشه به زبان هنر یا ادبیات با تصویر سازی زد و حس یا مفاهیمی رو انتقال داد. البته با ارزش گذاری انسانها چندان موافق نیستم. نمیدونم حالا معنی ارزش گذاری توی این جمله چقدر واقعا ارزشگذاری به اون معنا هست یا نه. من ترجیح میدم بیشتر حرفها رو ارزشگذاری کنم تا آدمها و بگم ارزش اون حرفهایی که برای گفتنشون به زبان قویتری مثل هنر نیاز هست بیشتره از بقیه حرفها